خلاصه 6 فصل كتاب توسعه اقتصادي وبرنامه ريزي پيام نور
فصل اول:
رشداقتصادی :افزایش تولید ناخالص ملی یک کشور در یک دوره زمانی معین.
تعریف پروفسور جرالد از توسعه اقتصادی : فرآیندی که به موجب آن درامد واقعی سرانه در یک کشور در دورانی طویل المدت افزایش یابد.
توسعه اقتصادی از نگاه پروفسور بلاک : دستیابی به تعدادی از هدف ها،نمایان مطلوب و نوسازی از قبیل افزایش بازدهی تولید،ایجاد برابریهای اجتماعی واقتصادی،کسب دانش وفن ومهارت های جدید در وضع نهادها ویا بطور منطقی دستیابی به یک سیستم موزون وهماهنگ از سیاست های مختلف که بتواند انبوه شرایط نامطلوب یک نظام اجتماعی را برطرف سازد.
نظر کیندل برگراز رشد اقتصادی و توسعه اقتصادی : رشد اقتصادی به معنای تولید محصول بیشتر است ولی توسعه اقتصادی هم تولید بیشتر وهم پدید آمدن تحول در چگونگی تولید محصول را در بر می گیرد.
توسعه اقتصادی :افزایش مداوم ظرفیت تولید یک جامعه که بر اساس تکنولوژی درون زا و پیشرونده پی ریزی شده است.
معیارهای اندازه گیری توسعه:1- تولید ناخالص ملی (LNP):که یکی از متداولترین اندازه گیری توسعه اقتصادی است. 2- درآمد واقعی سرانه :که به عنوان دومین معیار اندازه گیری رشد وتوسعه مطرح است.
ویژگی های مهم توسعه اقتصادی: 1- تدریجی بودن 2- خود گردانی واستمرار 3- خود اتکایی 4- خود کفایی .
عصر تاریخی اقتصادی نوین: کاربرد گسترده علوم برای حل مشکلات تولید اقتصادی است .بنابراین این دوره را می توان دوران علمی یا عصر تاریخی علمی نامگذاری کرد.
زمینه های فرایند تاریخی رشد مدرن: 1- دنیا گرایی 2- مکتب مساوات بشر 3- ناسیونالیسم .
تولید اساسی ترین نقش را در تعریف رشد اقتصادی دارد .
نرخ بیکاری پنهان و آشکار در کشور های در حال توسعه بیش از 30 درصد خواهد بود.
