خلاصه 6 فصل كتاب توسعه اقتصادي وبرنامه ريزي پيام نور

فصل اول:

رشداقتصادی :افزایش تولید ناخالص ملی یک کشور در یک دوره زمانی معین.

تعریف پروفسور جرالد از توسعه اقتصادی : فرآیندی که به موجب آن درامد واقعی سرانه در یک کشور در دورانی طویل المدت افزایش یابد.

توسعه اقتصادی از نگاه پروفسور بلاک : دستیابی به تعدادی از هدف ها،نمایان مطلوب و نوسازی از قبیل افزایش بازدهی تولید،ایجاد برابریهای اجتماعی واقتصادی،کسب دانش وفن ومهارت های جدید در وضع نهادها ویا بطور منطقی دستیابی به یک سیستم موزون وهماهنگ از سیاست های مختلف که بتواند انبوه شرایط نامطلوب یک نظام اجتماعی را برطرف سازد.

نظر کیندل برگراز رشد اقتصادی و توسعه اقتصادی : رشد اقتصادی به معنای تولید محصول بیشتر است ولی توسعه اقتصادی هم تولید بیشتر وهم پدید آمدن تحول در چگونگی تولید محصول را در بر می گیرد.

توسعه اقتصادی :افزایش مداوم ظرفیت تولید یک جامعه که بر اساس تکنولوژی درون زا و پیشرونده پی ریزی شده است.

معیارهای اندازه گیری توسعه:1- تولید ناخالص ملی (LNP):که یکی از متداولترین اندازه گیری توسعه اقتصادی است.   2- درآمد واقعی سرانه :که به عنوان دومین معیار اندازه گیری رشد وتوسعه مطرح است.

ویژگی های مهم توسعه اقتصادی: 1- تدریجی بودن  2- خود گردانی واستمرار     3- خود اتکایی   4- خود کفایی .

عصر تاریخی اقتصادی نوین: کاربرد گسترده علوم برای حل مشکلات تولید اقتصادی است .بنابراین این دوره را می توان دوران علمی یا عصر تاریخی علمی نامگذاری کرد.

زمینه های فرایند تاریخی رشد مدرن: 1- دنیا گرایی   2- مکتب مساوات بشر   3- ناسیونالیسم .

تولید اساسی ترین نقش را در تعریف رشد اقتصادی دارد .

نرخ بیکاری پنهان و آشکار در کشور های در حال توسعه بیش از 30 درصد خواهد بود.

 


 

ادامه نوشته

آیا با فرایند توسعه آشنایی دارید

 

مقدمه
از سالیان بسیار دور, با افزایش سطح دانش و فهم بشر, كیفیت و وضعیت زندگی او همواره در حال بهبود و ارتقا بوده است. بعد از انقلاب فرهنگی-اجتماعی اروپا (رنسانس) و متعاقب آن انقلاب صنعتی, موج پیشرفت‌های شتابان كشورهای غربی آغاز گردید. تنها كشور آسیایی كه تا حدی با جریان رشد قرن‌های نوزده و اوایل قرن بیستم میلادی غرب همراه گردید كشور ژاپن بود. بعد از رنسانس كه انقلابی فكری در اروپا رخ داد, پتانسیل‌های فراوان این ملل, شكوفا و متجلی گردید اما متاسفانه در همین دوران, كشورهای شرقی روند روبه‌رشدی را تجربه نكرده و بعضاً سیری نزولی طی نمودند. البته بعضاً حركت‌های مقطعی و موردی در این كشورها صورت گرفت اما از آنجاییكه با كلیت جامعه و فرهنگ عمومی تناسب كافی را نداشت و مورد حمایت واقع نگردید, به سرعت مزمحل گردید. محمدتقی‌خان امیركبیر در ایران, نمونه‌ای از این دست است.

ادامه نوشته

شرکت با مسئولیت محدود

در شرکت با مسئولیت محدود برخلاف شرکت های سهامی که بحث از سهم است و سهامدار صحبت از شریک می باشد. سهم الشرکه می تواند قسمتی از آن غیرنقدی هم باشد که در این صورت تقویم و تسلیم آن ضرورت دارد و ضمانت اجرایش ابطال شرکت است

- ممنوعیت تقسیم سرمایه به سهام: صدور ورقه سهام خاص ،شرکت های سهامی عام و خاص می باشد و در شرکت با مسئولیت محدود صدور سهام ممنوع است.
-
محدود بودن مسئولیت شرکا تاحدود سهم الشرکه خود در مقابل قروض و دیون شرکت: به صراحت این ماده مسئولیت شرکا محدود به سرمایه ای می باشد که در شرکت دارند.
-
عدم آزادی شریک در انتقال سهم الشرکه خود: که ذیل ماده 102 ثبت خواهد شد.
ضمنا در شرکت با مسئولیت محدود برخلاف شرکت سهامی عام که حداقل باید پنج نفر مدیر و در سهامی خاص حداقل باید 3نفر مدیر داشته باشند تا شرکت تشکیل می شود در شرکت با مسئولیت محدود حداقل با دو نفر هم شرکت تشکیل می شود و هیچ شرط خاصی برای این شرکا ذکر نشده است ودر مورد حداکثر اعضا هم هیچ گونه محدودیتی قانونگذار قائل نشده است.
در مورد (امور تجارتی) در ماده 94 قانون تجارت به نظر می رسد که وقتی ما شرکت های ماده 20 را تجاری محسوب نمائیم اعمال آنها به تبع تاجر بودن شرکت تجارتی محسوب می شود ولو اینکه عمل تجارتی نباشد و این استثنای شرکت های سهامی مندرج در ماده 2 قابل تسری به بقیه شرکت های ماده 20 نیز می باشد. ولی آنچه در تعرف شرکت با مسئولیت محدود در ماده 94 آمده نیز میباشد. ولی آنچه در تعریف شرکت با مسئولیت محدود در ماده 94 آمده منظور این است که هدف تشکیل امور تجارتی می باشد یعنی شرکت صرفا می تواند یکی از موارد ده گانه ماد 25 را موضوع فعالیت خود قرار دهد می دانیم که اعمال تجارتی دو نوع هستند یکی ماهوی و اصلی که ذاتا این گونه اعمال تجارتی محسوب می شوند و درماده 2 احصا شده اند و دیگری اعمال تجارتی تبعی می باشند که به تبع تاجر بودن شخصی تاجر تجارتی محسوب می شوند و در ماده 3 احصا شده اند و اما از تعریف ماده 94 چنین استنباط می شود که شرکت با مسئولیت محدود برای این تشکیل می شود که یکی از اعمال ذاتی تجاری را انجام دهد در حالی که به استناد ماده 20 و ماده 3 قانون مذکور اعمال تبعی این نوع شرکت نیز تجارتی محسوب می شوند مگر اینکه ثابت شود معامله مربوط به امورتجارتی او باشد نیز تجارتی می باشند بطور مثال اگر شرک با مسئولیت محدود که به استناد ماده 20 ق.ت. تاجر محسوب می شود برای حوائج تجارتی خودکامیون خریداری نماید طرف غیرتاجر او می تواند در صورت عدم پرداخت چک مربوط به معامله علیه او اعلام ورشکستگی نماید ولی بطور مثال میوه فروش چنین اختیاری ندارد

تفاوت هاي مديريت ورهبري


 

امروزه هم از نظر درك مدیریت و رهبری و هم از نظر عمل كردن به آن روزگاری هیجان‌انگیز است. آنچنان كه در گذشته بی‌سابقه بوده است، اینك شاهد این آگاهی فزاینده هستیم كه توفیق سازمان‌هایمان مستقیماً به استفاده موثر از منابع انسانی متكی به علوم رفتاری كاربردی، بستگی دارد.(هرسی و بلنچارد : كبیری 1371) و صاحبنظران علم مدیریت رمز موفقیت مدیر را در توان هدایت نیروی انسانی تحت سرپرستی وی می‌دانند (رضائیان 1382)

اصطلاح رهبری ابتدا بوسیله هنری فایول تحت عنوان ”جهت دهی یا دستور دهی بعنوان یكی از وظایف ‌پنجگانه‌ مدیریت ‌مطرح شد سپس واژه هدایت‌ بعنوان معادل‌ فارسی این عبارت(Direction) وارد متون مدیریتی شد و بالاخره با تطور معنایی، عبارت فوق، ارتباطات، انگیزش و رهبری معنی شد (سیدجوادین 1374، رضاییان 1382) و امروز از واژه رهبری بجای هدایت و جهت دهی استفاده می‌كنند.

رهبری عبارت است از ”توانایی ترغیب دیگران به كوشش مشتاقانه جهت كسب اهداف معین یا فعالیت‌هایی كه مردم را برای تلاش مشتاقانه در جهت كسب اهداف گروهی تحت تاثیر قرار می‌دهد. در تعریفی وسیعتر رهبری یعنی ”نفوذ در دیگران جهت نیل به هدف.“

تفاوت آن با مدیریت در این است كه مدیریت نفوذ در دیگران جهت كسب اهداف سازمانی است. اما در رهبری اهداف می‌تواند گوناگون باشد ولی در مدیریت اهداف سازمانی اولویت دارد . برای مثال اگر فردی در رده عملیاتی بر تصمیم مدیرعالی سازمان اثر بگذارد در آن صورت آن فرد در این مورد رهبر است و مدیر عالی، پیرو.

 رهبر ممكن است عضو سازمان نباشد و در رهبری سلسه مراتب مطرح نیست و مضاف بر اینكه هدف رهبر ممكن است با هدف سازمان همگام، یا برخلاف آن باشد. (هرسی و بلنجارد، مورهدگریفین، استیفن رابینز، كبیری 1371، الوانی 1373، رضاییان 1382)

علاوه بر آن در مدیریت  ، افراد تحت ظوابط و دستورالعمل های اداری و سازمانی ملزم به اطاعت از مدیر هستند

 ولی اطاعت از رهبر ارادی و بر مبنای میل شخصی ( مشتاقانه ) است و اجباری در کار نیست . 

آیا با مدیریت ریسک آشنا هستيد ؟

هیچ كس فكر نمی كرد مدیریت ریسك اهمیتی داشته باشد. لائورنس فینك، مدیرعامل «بلك راك» به مجله هفته تجارت گفت: در طول دوران فعالیت بلك راك، ما خاطرنشان كرده ایم كه مدیریت ریسك از اهمیت بالایی برخوردار است. قیمت سهام بلك راك، از ابتدای سال 2007 در حدود 36درصد افزایش داشت.
مقایسه این افزایش با روند تقریبا ثابت مشاهده شده برای گلدمن ساچز و زیان 25درصدی برای متوسط موسسات مالی موجود در شاخص استاندارد اند پورز (500 S&P) قابل تامل است.

مقدمه
تحولات عمده در محیط کسب و کار، مثل جهانی شدن کسب و کار و سرعت بالای تغییرات در فناوری، باعث افزایش رقابت و دشواری مدیریت در سازمانها گردیده است. در محیط کسب و کار امروز، مدیریت و کارکنان می بایست توانایی برخورد با روابط درونی و وابستگیهای مبهم و بغرنج میان فناوری، داده ها، وظایف، فعالیتها، فرایندها و افراد را دارا باشند. در چنین محیطهای پیچیده ای سازمانها نیازمند مدیرانی هستند که این پیچیدگیهای ذاتی را در زمان تصمیم گیریهای مهمشان لحاظ و تفکیک کنند. مدیریت ریسک مؤثر که بر مبنای یک اصول مفهومی معتبر قرار دارد، بخش مهمی از این فرایند تصمیم گیری را تشکیل می دهد. در این مقاله این اصول بوسیله شناسایی عناصر اصلی ریسک و بررسی چگونگی تأثیر بالقوه این عناصر در موفقیت سازمانها و چگونگی مقابله و مدیریت ریسک ها مورد بحث قرار می گیرد.
هرچه همگرایی راهبردگذاری و مدیریت ریسك و پذیرش آن در سازمان به عنوان فاكتورهای رقابتی تلقی شود، مدیریت ریسك و كنترل های داخلی برای همه انواع سازمان ها از اهمیت بیشتری برخوردار می شود. در مورد بلك راك، توانمندی لازم برای شناسایی و مدیریت اثربخش ریسك ها از طریق راهبرد بهتر و كنترل های داخلی قوی تر، منجر به قابلیت سودآوری برتر آن نسبت به سایر رقبایش شد.
برعكس، مری لانچ و سیتی گروپ هر دو به دلیل توفیق كمتر در مدیریت ریسك های صنعت مشابه، میلیاردها دلار از دست دادند، همچنان كه در جابه جایی مدیران رده بالای خود از جمله مدیرعامل دچار این معضل شدند.


اگرچه بلك راك، مری لانچ و سیتی گروپ جزو شركت های بزرگ، در مقیاس بالاو بین المللی به شمار می آیند، ولی همه شركت ها با پیچیدگی های موجود در كسب و كار و ریسك های مربوط به آن – ناشی از روند افزاینده محیط عملیاتی به سوی یكپارچگی و جهانی شدن – دست به گریبان هستند.
به عنوان یكی از آثار این مقوله، بنگاه ها با تمركز بیشتر بر محیط كنترل داخلی قوی تر، به دنبال محیطی هستند كه آنها را قادر سازد معرض های ریسك بنگاه را به گونه ای اثربخش، شناسایی و مدیریت كنند. درك و شناسایی ریسك ها، عموما نخستین گامی است كه هر بنگاه اقتصادی در تهیه راهبرد مدیریت ریسك برمی دارد. اگرچه واژه «ریسك» تعابیر مختلفی را در بر دارد، ولی به طور كلی می تواند به عنوان «هر رویدادی كه اثر نامساعد بر توان بنگاه در دستیابی به اهدافش بگذارد»، تعریف شود. برعكس، «فرصت»، ریسكی است كه بر دستیابی شركت به اهدافش اثر مثبت (یا مساعد) دارد.
به خاطر داشته باشید، مدیریت ریسك یك فرآیند تكامل را طی كرده است. مدیریت ریسك به عنوان حد فاصل بین دوران جدید و گذشته تلقی می شده است، همراه با این تصور كه آینده فراتر از تغییرات ناگهانی است كه از قبل در طبیعت تعیین شده باشد. در حقیقت، قدرت تشخیص آنچه را كه در آینده ممكن است اتفاق بیفتد و توان انتخاب از بین رویدادهای محتمل الوقوع در جوامع مدرن امروزی را مدیریت ریسك گویند.
مدیریت ریسك به ما كمك می كند بر دامنه گسترده ای از تصمیمات، از تخصیص سرمایه گرفته تا حفظ سلامت عمومی احاطه یابیم.
همزمان و شاید به عنوان یك نتیجه از سیر تكاملی شناخت و مدیریت ریسك، كسب و كار نوین نیز بیش از پیش در حال پیچیده تر شدن و یكپارچگی بیشتر در قالب اقتصاد جهانی می باشد.
برای مثال، در سال 1848، جان جاكوپ آستور، یكی از ثروتمندترین افراد آمریكایی بود كه ثروتی معادل 110میلیارد دلار به ارزش امروز را از خود به جا گذاشت كه بیشتر این ثروت را از كسب و كار در زمینه ساختمان سازی و تجارت خز به دست آورد.
حتی با همه ثروتی كه داشت، كسب و كار آستور اساسا یك نفره بود. اسناد و مدارك نشان می دهد تنها در مواردی كه او چند نفر كارگر را استخدام كرده بود، آنها نیز اغلب دفتردار یا فروشنده بودند. این نمونه ای از استقلال و شراكت كوچك تجار و بازرگانانی بود كه در آن زمان اقتصاد را اداره می كردند.
اما در عصر دیجیتال امروزی، ابرمیلیاردری مثل بیل گیتس و وارن بافت سازمان هایی را با یك مقیاس جهانی و تقریبا فعال در سراسر گیتی و با هزاران كارمند اداره می كنند. به علاوه، ارزش شركت به شدت تحت تاثیر توسعه یافتگی در سطح جهانی و ارزشمندتر شدن دارایی های نامشهود و حق اختراعات و نوآوری ها می باشد. شاید ملموس ترین نمونه گوگل باشد كه با ارزش دفتری كمتر از 23میلیارد دلار، ولی ارزش تجاری و سرمایه گذاری آن، بسته به شرایط هر روز، حول مبلغ 140میلیارد دلار متغیر است.
جهانی شدن، افزایش پیچیدگی ها و الزامات قانونی و رعایتی شدید، اتكای بیشتر به اشخاص ثالث، افزایش پیچیدگی معاملات تجاری و رشد اختلافات بین ارزش دفتری شركت ها و ارزش بازار، همگی به دیدگاه مدیریت نسبت به لزوم وجود رویه های مدیریت ریسك قوی تر و كنترل های داخلی موثرتر در هر سازمان مربوط می شوند.
به علاوه، این مباحث همراه با مقوله راهبری شركتی مثل مدیریت اجرایی سازمان – به خصوص سازمان های پذیرفته شده در بورس ها – را با بالارفتن توقعات مبنی بر حصول اطمینان از ریسك هایی كه باید شناسایی و مدیریت شوند، روبه رو می سازد.
برای مثال، ضوابط پذیرش بازار بورس اوراق بهادار نیویورك، به عنوان بخشی از مسوولیت ها و وظایف كمیته حسابرسی، بیان می دارد كه خط مشی های سازمان باید با توجه به ارزیابی و مدیریت ریسك – مدیریتی كه بر مبنای دوره زمانی خاص صورت می گیرد – طرح و بررسی شود. كمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) نیز شركت ها را به ارائه فهرست كلیه عوامل ریسك مربوط ملزم كرده است. حتی موسسات رتبه بندی نیز بر رویه های مدیریت ریسك بنگاه (ERM) تاكید می كنند. در همین راستا اخیرا استاندارد اند پورز درخواست نامه عمومی را منتشر كرد كه معیارهای استفاده از ERM را در فرآیند تحلیل رتبه بندی اعتباری شركت های غیرمالی نشان می داد.
خبر خوب اینكه بسیاری از شركت ها پیش از این فعالانه ریسك را مدیریت می كردند. اگرچه این كار را با دیدگاه مبتنی بر «سیلو» انجام می دادند. برای مثال، ریسك های مالی توسط قسمت مالی و ریسك های عملیاتی توسط قسمت عملیاتی مدیریت می شوند، اما فاقد یكپارچگی لازم در سطح سازمان هستند. اگرچه، رویه های مدیریت ریسك مبتنی بر دیدگاه سیلویی معمولی و پیش پاافتاده محسوب می شوند، ولی ارزشی كه برای این دیدگاه قائل می شوند، این است كه برخی قسمت ها با واكنش به ریسك های مختلف، الزامات كنترلی و رعایتی، بار مسوولیت بیشتری بر عهده دارند.
مالكان فرآیند به مشكلات ارزیابی، دوباره كاری ها، شكاف ها و اولویت های ناسازگار دراقدامات ریسكی، واكنش های هماهنگ نشده به ریسك ها و خسارات وارده به سازمان تن در می دهند.
برای مثال، در سال 2002، شركت فورد، زیان بالایی را ناشی از عدم هماهنگی لازم بین راهبردهای مدیریت ریسك گزارش كرد. به نظر می رسید كه برای بخشی از خودروهایش باید مقدار بسیار زیادی پالادیم خریداری كند.
قیمت پالادیم 1500دلار به ازای هر اونس بود. در همین زمان ها بود كه آزمایشگاه های تحقیقاتی فورد كار بسیار مهمی را در رابطه با كاهش وابستگی به ماده مذكور – پالادیم– انجام داد. بلافاصله، بعد از انتشار این خبر قیمت پالادیم به مبلغی معادل 400دلار به ازای هر اونس سقوط كرد
و فورد به خاطر تجدید ارزیابی موجودی هایش میلیاردها دلار زیان شناسایی كرد.
برقراری فرآیند مدیریت ریسك در سراسر سازمان، همراه با نظام راهبری می تواند به حصول اطمینان از اینكه هم راهبردهای سازمان و هم رویه های مدیریت ریسك به نحو بهتری اجرا می شوند و نیز افزایش ارزش ثروت ذینفعان سازمان كمك كند. مدیریت ریسك بنگاه (ERM) باید كلیه ریسك هایی را كه سازمان با آنها روبه رو است، اظهار كند و برنامه منظمی را برای شناسایی این ریسك ها طراحی كند، اثر ریسك ها را متناسب با شرایط سازمان ارزیابی و ریسك را در سطح اشتهای ریسك سازمان، مدیریت و كنترل كند.
در سال 2004، كمیته كوزو مجموعه ای به نام چارچوب یكپارچه مدیریت ریسك بنگاه را منتشر كرد، كه چارچوب بسیار توانمندی را به سازمان ها برای شناسایی، ارزیابی و مدیریت اثربخش ریسك های مربوط به سازمان ارائه می كند.
چارچوب طراحی شده توسط كوزو، اصول و مفاهیم اساسی، زبان مشترك، راهكارها و رهنمودهای صریحی را ارائه می دهد. این چارچوب می تواند اهرم خوبی برای تسهیل اجرا و پیاده سازی فرآیند ERM درتمامی انواع سازمان ها، اعم از انتفاعی و غیرانتفاعی یا دولتی باشد.
اكثر شركت های سهامی عام با این كمیته و چارچوب یكپارچه كنترل داخلی آن آشنا هستند، كه البته چارچوب بسیار معروفی برای ارزیابی ریسك های گزارشگری مالی تحت قانونی ساربانز – آكسلی (SOX) است.
چارچوب ERM فراتر از چارچوب یكپارچه كنترل داخلی می باشد و با ارائه چارچوبی تواناتر و اجرایی تر بر ریسك های ناشی از گزارشگری مالی تاكید نموده است. درمورد شركت های سهامی عامی كه از قبل SOX را رعایت می نمودند و باچارچوب یكپارچه كنترل داخلی این كمیته آشنایی دارند، پذیرش چارچوب ERM اغلب به منزله برداشتن گام بعدی (پس از رعایت بخش 404) است.
امت لانگ، یادآور می شود اگرچه چارچوب مدیریت ریسك بنگاه و تعاریف آن ممكن است با یك دیدگاه بسیار متعالی به نحوه استقرار مدیریت ریسك در یك دنیای مطلق ارائه شده باشد، ولی اكثر اهداف مدیریت ریسك در سازمان ها، اهداف اجرایی و عملیاتی هستند. هدف اولیه و اصلی پذیرش چارچوب ERM توسط هرسازمانی باید شامل موارد زیر باشد:
* همسوسازی ریسك با راهبرد
* افزایش آگاهی ها نسبت به ریسك
* كاهش شگفتی ها و شانس زیان های ناشی از فجایع
* حصول اطمینان از رعایت مقررات
* بهبود درنظام تخصیص سرمایه
سرانجام، با دستیابی به این اهداف و یكپارچگی كامل ERM با راهبرد، یك سازمان به اهداف خود كه برخاسته از هدف اصلی افزایش ارزش ثروت ذینفعان است، دست خواهد یافت.

ادامه نوشته

آیا می دانید «مدیریت کیفیت جامع (TQM) چیست؟»  

بشر از بدو خلقت با «کیفیت» سرو کار داشته است؛ مثلا در ساختن خانه و محل سکونت خود و در تشخیص مناسب بودن اسلحه و وسیله دفاعی خود، به نوعی از آن استفاده کرده است.

بشر از بدو خلقت با «کیفیت» سرو کار داشته است؛ مثلا در ساختن خانه و محل سکونت خود و در تشخیص مناسب بودن اسلحه و وسیله دفاعی خود، به نوعی از آن استفاده کرده است.

دیری نپایید که با گسترش پهنه نیازهای آدمی و در پی آن ایجاد بازارهایی جهت دادوستد کالاها و خدمات، مساله کیفیت و وسعت یافتن بیش از پیش بازارها و کنترل کیفیت مطرح شد و پس از چندی، به عنوان عاملی اساسی و تاثیرگذار در عرصه تولید کالا و ارائه خدمات شناخته شد. با وقوع انقلاب صنعتی در قرن هیجدهم او روی آوردن به تولید انبوه توسط بنگاه های اقتصادی مختلف، زمانی کوتاه و به صورتی چشمگیر، کم کم زمانی کوتاه به صورتی چشمگیرف زمزمه هایی درباره لزوم به کارگیری روش های علمی در زمینه کنترل کیفیت به گوش رسید. تاریخچه این دانش که اکنون چند دهه ای بیش نیست که به عنوان یک حوزه علمی مستقل مطرح شده، گواه آن است که سرآغاز توسعه و گسترش فعالیت های کنترل کیفیت به صورت حاضر در اوایل قرن بیستم بوده است.

ادامه نوشته

می دانید منحنی لورنز چیست ؟

تجزيه و تحليل منحنى لورنز (The Lorenz Curve Analysis)

 

منحنى لورنز، نمايش هندسى منحنى توزيع درآمد حقيقى افراد يک کشور است. براى ترسيم اين منحني، ابتدا جمعيت را براساس درآمد آنها به ترتيب از پائين به بالا در گروه‌هاى مختلف قرار مى‌دهيم. تعداد اين گروه‌ها را معمولاً به‌صورت ۵ گروه ۲۰ درصدى در نظر مى‌گيرند که در اين‌صورت ۳۰ درصد جمعيت برحسب درآمد از پائين‌ترين ميزان درآمد به بالاترين ميزان آن مشخص مى‌شود، سپس براى هر گروه ۳۰ درصدي، سهم درآمد دريافتى برحسب درصد از کل درآمد ملى محاسبه مى‌گردد و با اين عمل، سهم هر گروه، ۲۰ درصد از درآمد ملى مشخص مى‌شود.

نمودار شماره ۱ منحنى لورنز را براى يک توزيع درآمد فرضى نشان مى‌دهد، محور افقي، درصد خانوارها و محور عمودى جمع درصدهاى درآمد افراد را نشان مى‌دهد.

همان‌طورى که نمودار شماره يک نشان مى‌دهد، ۲۰% پائين جمعيت، سهمى معادل ۲۰% از کل درآمد، ۴۰% پائين جمعيت، سهمى معادل ۴۰% از کل درآمد، ۶۰% پائين جمعيت، سهمى معادل ۶۰% از کل درآمد و ۸۰% پائين جمعيت سهمى معادل ۸۰% از کل درآمد را به خود اختصاص داده است، در نتيجه مى‌توان گفت سهم تمامى گروه‌هاى مختلف جمعيتى از درآمد، يکسان است.

نمودار شماره ۱ ـ منحنى لورنز براى يک توزيع درآمد فرضى

خط OA، خط ۴۵ درجه است که نمايش هندسى خط برابرى کامل توزيع درآمد را در شکل يادشده نشان مى‌دهد.

منحنى لورنز نشان مى‌دهد که هر چه منحنى از خط برابرى کامل توزيع درآمد (خط ۴۵ درجه) اريب و انحراف داشته باشد و به طرف محور Xها بوده باشد مى‌توان نتيجه گرفت ميزان نابرابرى افزايش يافته است.

جامعه‌اى را نمى‌توان يافت که منحنى لورنز آن جامعه خط OA بوده باشد. چرا که متغيرهاى محيطى حاکم بر آن جامعه خط OA را به حالت انحراف درمى‌آورد.

فرض کنيم منحنى لورنز براى جامعه‌اى OMINA در نمودار شماره يک باشد. چنين توزيع درآمدى نشان‌دهنده آن است که ۲۰ درصد فقيرترين خانوارها از لحاظ درآمد ۶۳ درصد از درآمد ملى را نصيب خود نموده‌اند. پس مى‌توان به اين نتيجه کلى رسيد که هر چقدر منحنى لورنز به طرف محور Xها (محور افقي) باشد، ميزان نابرابرى افزايش مى‌يابد.

جنگ ارزي چيست؟ و چه كسي آن را مي برد ؟

 جنگ ارزی چیست و آیا ایالات‌متحده درگیر چنین جنگی است؟ اگر بله، چطور می‌توان فهمید که برنده چنین جنگی چه کسی است؟ 

جنگ ارزی لقبی است که روزنامه‌نگاران به چیزی می‌دهند که اقتصاددانان «کاهش رقابتی ارزش پول» می‌نامندش. برای روشن‌تر شدن مساله، یک واحد پول مثلا دلار یا یورو – هر ارزی باشد فرقی نمی‌کند – را به عنوان یک کالا در نظر بگیرید، ارزش این کالا مطابق نیروهای بازار بالا یا پایین می‌رود. در هر زمان مشخص، ارزش هر واحد پولی را که در نظر بگیرید در بازار جهانی از طریق عرضه (میزان موجود از آن پول خاص) و تقاضا (میزان تمایل سرمایه‌گذاران به خرید کالا و خدمات در قالب آن پول) تعیین می‌شود. 

هر کشور می‌تواند با کاهش ارزش پولش کالاها و خدمات خود را در بازار جهانی ارزان‌تر – یا به تعبیری رقابتی‌تر – کند. کاهش ارزش پول به چند طریق ممکن است، از چاپ بیشتر پول گرفته (که افزایش عرضه به کاهش ارزش می‌انجامد) تا خرید بدهی سایر کشورها (هرچه تقاضا برای ارزی بیشتر باشد، ارزش آن بالاتر می‌رود). وقتی ارزش پول کشوری کاهش می‌یابد، معمولا صادراتش رشد می‌کند، چون کالا و خدمات ساخت این کشور در بازار جهانی ارزان‌تر می‌شوند. 

اما آنچه هم اکنون در حال وقوع است، آمریکا ماه سپتامبر به چین اعلام کرد که این کشور باید ارزش پول کشورش را بالاتر ببرد و در عین حال گفت که خودش قصد دارد ارزش دلار را کاهش دهد. اوایل سپتامبر وزیر خزانه داری تیموتی گایتنر با انتقاد از دستکاری یوآن توسط چین سر و صدایی در پکن به راه انداخت.
 
اگر چینی‌ها میلیاردها دلار از اوراق قرضه آمریکایی‌ها را نمی‌خریدند، ارزش پولشان خیلی بیشتر از اینها افزایش می‌یافت. گایتنر به خبرنگار بلومبرگ گفته بود: «راستش را بخواهید چين اجازه نداده است که ارزش یوآن افزایش قابل‌توجهی داشته باشد. به نظرم تحرک یوآن باید سریع‌تر از این باشد.» پس از آن، کنگره در اقدامی نمادین کالاهای چینی را تهدید به وضع تعرفه‌های سنگین‌تر کرد.
 
علاوه بر همه اینها فدرال رزرو همین ماه اعلام کرد که قصد اتخاذ سیاست پولی انبساطی دارد – چاپ حدود یک هزار میلیارد دلار که باعث کاهش بیشتر ارزش این پول خواهد شد. 

این اقدامات در کنار جریان خود بازار، ارزش دلار را در هفته‌های اخیر نسبت به ارزهای دیگر کاهش داده است. این اقدامات در بانک‌های مرکزی و پایتخت خیلی از کشورهای جهان نیز سرو صدایی به راه انداخته است. مثلا برزیل و کره جنوبی که اتکای زیادی به صادرات دارند، وارد عمل شده‌اند تا جلوی افزایش سریع ارزش پولشان در مقابل دلار را بگیرند. برزیل برای این منظور مالیات سرمایه‌گذارانی که اوراق قرضه این کشور را می‌خرند دو برابر کرده است و حتی خودش برای خرید دلار وارد بازار شده است. 

با توجه به بهبود کند اوضاع اقتصادی در آمریکا – بیکاری بالا، کمبود سرمایه‌گذاری و رشد آهسته – سیاستگذاران دلایل زیادی دارند که به دنبال کاهش ارزش دلار و تقویت صادرات باشند. مشکل اینجاست که باقی کشورها هم با پیامدهای ناخوشایند بحران جهانی اقتصاد دست به گریبانند. هیچ کشوری بدش نمی‌آید که ارزش پولش کمی پایین بیاید، تا صادراتش تقویت شود و اقتصادش بیشتر رشد کند و همچنین هیچ کشوری هم دوست ندارد که بهای کاهش ارزش پول کشوری دیگری را بپردازد، صادرات و رشد اقتصادی‌اش تضعیف شوند. 

به همین خاطر است که هرگاه کشوری تصمیم به کاهش ارزش پولش می‌گیرد این تصمیم خیلی زود با واکنش دیگران روبه‌رو می‌شود. سایر کشورها خیلی ساده می‌توانند با چنین سیاستی مقابله کنند – معمول‌تر از همه با وضع تعرفه بر محصولات آن کشور یا گاهی اوقات با چاپ بیشتر پول خودشان. نتیجه این است: جنگ ارزی واقعا هیچ برنده‌ای ندارد. یک دور کاهش ارزش رقابتی پول‌های جهان، به هیچ کشوری هیچ کمکی در بلندمدت نمی‌کند. فقط عرضه پول بین‌المللی را افزایش می‌دهد. 

برای آرام کردن تنش‌هایی که میان رهبران مالی جهان ایجاد شده ایالات‌متحده پیشنهاد کرده است که به جای دستکاری ارزی، کشورها به سراغ سربه سر کردن کسری و مازاد ترازهای تجاریشان بروند. گایتنر که کررا تکرار کرده است آمریکا به دنبال کاهش سازمان یافته ارزش دلار نیست و جنگ ارزی را نمی‌خواهد، پیشنهاد کرده است که تا سال 2015 تمام کشورهای جی20 خالص صادرات و وارداتشان را به 4 درصد GDP برسانند. (در حال حاضر نسبت مازاد صادرات چین نسبت به GDP‌اش 7/4 درصد و برای آلمان این نسبت 1/6 درصد است.) 

اینکه آیا سران دیگر کشورها هم حاضر به تلطیف لحنشان هستند یا خیر را باید صبر کرد و دید، اما آن وقت شاید جنگ ارزی جای خودش را به جنگ تراز تجاری بدهد.

هر چه درباره مدیریت mba می خواهید

تعريف و هدف

دوره كارشناسي ارشد مديريت سازمان كه معادل Master of Business Administration (MBA) است به منظور پرورش مديران كارآمد براي اداره سازمانهاي اقتصادي - اجتماعي، توليدي و خدماتي طراحي شده است.

رشته MBA يا کارشناسی ارشد مديريت حرفه ای بازرگانی چنانچه از نامش پيداست تنها مديريت بازرگانی نيست ، از آنجا که در ايران آموزش مديريت به سه شاخه بازرگانی ، صنعتی و دولتی تقسيم می شود برای اكثر متقاضيان اين گمان پيش می آيد که MBA تنها در بر گيرنده مباحث مديريت بازرگانی است و به طور مثال برای مديريت صنعتی بايد به سراغ رشته ديگری رفت در حالی که اين تصور کاملا اشتباه است.

MBA مديريت Business است و Business يعنی کليه عملياتی که از توليد تا فروش و خدمات پس از فروش کالا يا خدمات را شامل ميشود و به صورت مکرر اتفاق می افتد.

برای رشته MBA حدود 30 گرايش مختلف در کشور های مختلف تعريف شده است. اما چهار گرايش اصلی اين رشته که تقريبا در همه دانشگاه ها تدريس می شوند به شرح زير است:

1- بازاریابی و مدیریت فروش ( Marketing )

2- مدیریت مالی و مدیریت موسسات مالی ( Finance )

3- مدیریت تولید و سیستمهای تولید و پروژه ( Operation )

4- مدیریت منابع انسانی ( Human Resources )

امروزه حتی MBA با گرايش هايی مانند تجارت الکترونيک و فن آوری اطلاعات نيز ارائه می شود که نشان از انعطاف پذيری بالا و نياز روز افزون به فارغ التحصيلان اين رشته است.

متاسفانه امروزه بسياري بدون توجه به محتواي MBA آن را با نام مديريت سازمان مي شناسند و تنها به بخش بسيار کوچکي از اهدافي که در اين دوره بررسي مي شود مي پردازند. اگر بخواهيم تعريفي دقيقتر از اهداف MBA داشته باشيم بايد توجه داشت که هدف اين دوره پذيرش فارغ التحصيلان دوره هاي كارشناسي در رشته هاي مختلف به خصوص رشته هاي فني و مهندسي و پرورش افرادي است كه قادر باشند در زمينه هاي ذيل انجام وظيفه نمايند :

(1) اداره و راهبري مؤثر و كارآمد سازمان يا يك بخش تخصصي از آن نظير بخش هاي توليدي، بازاريابي و فروش، اطلاعات و مالي

(2) ايجاد تحول در يك بخش تخصصي سازمان

(3) طراحي، هدايت و رهبري تحول در كل سازمان پس از كسب تجارب عملي در مديريت

(4) كارآفريني با ايجاد فعاليت هاي جديد در درون سازمان و يا ايجاد سازمانهاي جديد

(5) ارائه خدمات مشاوره اي و مطالعاتي در زمينه هاي مزبور به مديران سازمانهاي اقتصادي و اجتماعي

اين اهداف تقريبا" در تمام جهان يکسان هستند. به عنوان نمونه ( Harvard Business School(HBS

که يکي از معتبر ترين Business School هاي جهان مي باشد،هدف دوره و قابليتهاي مورد نظر فارغ التحصيلان خود را به شرح زير مي داند:

1- a transformational experience for students who will go on to change the lives of those around them

2- Builds a foundation for a life time of leadership

3- Developing abilities to look beyond the present, envisioning what might be and how to accomplish it .

افراديكه در اين دوره پذيرفته ميشوند، حداقل دوره كارشناسي را در يكي از رشته هاي دانشگاهي گذرانده و با حوزه تخصصي دوره كارشناسي آشنائي پيدا كرده اند. اين افراد پس از فراگرفتن دانش مديريت و تمرين مهارتهاي مديريتي در اين دوره ، نيروهاي ارزنده اي خواهند شد كه مي توانند با تركيب دانش تخصصي و مديريتي خود در جهت تحقق هدفهاي بالا نقش مهمي در بهبود مديريت جامعه ايفا نمايند.

ادامه نوشته

تعريف مديريت در ايران در مقابل تعريف مريخي آن

آيا مديريت يعني كت شلوار پوشيدن و واكس كفش خشك نشدن ويا لفظ قلم صحبت كردن و يا جواب سلام زير دست خود را ندادن است اين تعريف مديرت در ايران است ولي ما يك تعريف هم از كره مريخ آورده ايم ضرري ندارد از آدم فضايي ها هم چيزي بگوئيم

مدیریت یعنی هنر دمیمدن روح مشارکت در سازمان ،
یعنی ایجاد تکاپو ،در بسترهای ساکن
یعنی به حرکت درآوردن سلولهای خفته
و حذف سکون و سکوت ،
هنر آن است که نقیصه را بموقع ببینی و آن را حل کنی
نه آنکه چشمها را بسته ، تخته را پاک کنی....
مدیریت یعنی طبیعت ، یعنی رویش ...
یعنی کاشتن بذرهای محبت و درایت
و بعد انتظار ،
        تا سر بر آوردن نهال موفقیت ....

لیست منابع کارشناسی ارشد رشته مدیریت دولتی

ردیف

نام کتاب

تألیف

توضیحات

زبان عمومی و تخصصی

1

زبان تخصصی مدیریت (با تاکید بر استراتژی های درک مطلب)*

محمدرضا ناصرزاده - یاشاردهدشتی

انتشارات نگاه دانش نوین

2

زبان عمومی * محمدرضا ناصرزاده - یاشاردهدشتی انتشارات نگاه دانش

3

زبان تخصصی مدیریت *

آرمان اشراقی

انتشارات نگاه دانش

4

متون تخصصی مدیریت به زبان انگلیسی *

استونر- فریمن- برگزیده حسن اسماعیل پور و آرمان اشراقی

انتشارات نگاه دانش

5

زبان عمومی کارشناسی ارشد *

آرمان اشراقی

انتشارات پیک مروا

6

زبان تخصصی مدیریت (مقدماتی و پیشرفته) *

داور ونوس

انتشارات دانشکده مدیریت دانشگاه تهران

7

504 واژه ضروری زبان انگلیسی با ترجمه فارسی *

ماری برامبرگ - ترجمه محمدرضا مجدی

انتشارات رهنما

8

زبان عمومی

اباذر نورحسینی

انتشارات آزاده (راهیان ارشد)

9

زبان تخصصی مدیریت (GMAT)

داور ونوس - پگاه شاپوری

انتشارات نگاه دانش

10

زبان انگلیسی از دبیرستان تا دانشگاه

عباس فرزام

انتشارات باستان

11

Barron's essential words for the TOEFL

استیون ماتیسن - ترجمه مهدی سیدآبادی

انتشارات ابتدا

12

فرهنگ فراگیری دانش مدیریت

پاتریک مانتانا – ترجمه سهراب خلیلی شورینی

انتشارات یادواره کتاب

13

سوال های چند گزینه ای زبان تخصصی مدیریت

اسدالله کردنائیج

کتاب مهربان نشر

14

گرامر زبان عمومی کلیه رشته‌های کارشناسی ارشد

وحید عسگری

کانون فرهنگی آموزش

15

زبان تخصصی مدیریت

سید علی اکبر افجه ای و حسین متنی

انتشارات سنجش

16

Management - A global perspective

Weihrich, Koontz

انتشارات ترمه

17

زبان عمومی کارشناسی ارشد

داور ونوس

انتشارات کتابخانه فرهنگ





تئوریهای مدیریت

1

مدیریت عمومی *

مهدی الوانی

نشر نی

2

مبانی سازمان و مدیریت *

علی رضائیان

انتشارات سمت

3

تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم *

علی رضائیان

انتشارات سمت

4

مبانی مدیریت رفتار سازمانی *

علی رضائیان

انتشارات سمت

5

مدیریت منابع انسانی *

اسفندیار سعادت

انتشارات سمت

6

تئوری سازمان: ساختار و طرح سازمانی *

استیفن رابینز - ترجمه الوانی و دانائی فرد

انتشارات صفار - اشراقی





7

مبانی فلسفی و تئوریهای رهبری و رفتار سازمانی

علی اکبر افجه

انتشارات سمت

8

مجموعه سوالات طبقه بندی شده کنکور کارشناسی ارشد تئوریهای مدیریت

داور ونوس و مهرداد پرچ

انتشارات مهربان نشر

9

مبانی رفتار سازمانی

استیفن رابینز - ترجمه اعرابی و پارساییان

انتشارات دفتر پژوهشهای فرهنگی

10

مبانی تئوری و طراحی سازمان

ریچارد ال دفت - ترجمه پارسائیان و اعرابی

انتشارات دفتر پژوهشهای فرهنگی

11

مدیریت رفتار سازمانی

هرسی و بلانچارد - ترجمه علی علاقه بند

انتشارات امیرکبیر

12

مروری جامع بر مفاهیم اساسی نظریه های مدیریت و سازمان - 2جلد

سید رضا سید جوادین

انتشارات نگاه دانش

13

مدیریت استراتژیک منابع انسانی و روابط کار

ناصر میر سپاسی

نشر کتابسرا - میر

14

تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم ها

شمس السادات زاهدی

انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی

15

مدیریت منابع انسانی

سید حسین ابطحی

انتشارات دانشگاه پیام نور

16

مروری بر تئوریها و اصول مدیریت

علیرضا امیرکبیری

انتشارات نگاه دانش

17

راهبرد منابع انسانی

آشوک چاندا، چیلپا کابرا - ترجمه حاجی کریمی و رنگریز

شرکت چاپ و نشر بازرگانی

18 مجموعه سوالات طبقه بندی شده تئوری های مدیریت سیدرضاسیدجوادین، سیدمحمدرضا ناصرزاده انتشارات نگاه دانش

19

تئوریهای مدیریت

سید اباذر نورحسینی - احمد صداقت

انتشارات آزاده (راهیان ارشد)

اقتصاد کلان

1

اقتصاد کلان *

محسن نظری

انتشارات نگاه دانش

2

2000 سوال چهارگزینه ای اقتصادکلان

محسن نظری

انتشارات نگاه دانش

3

مجموعه سوالات چهارگزینه ای اقتصاد کلان

تیمور رحمانی

انتشارات ترمه

4

تئوری اقتصاد کلان

محمود روزبهان

نشر تابان

اقتصاد خرد

1

اقتصاد خرد *

محسن نظری

انتشارات نگاه دانش

2

2000 سوال چهار گزینه ای اقتصاد خرد

محسن نظری

انتشارات نگاه دانش

3

تئوری و مسائل اقتصاد خرد

دومنیک سالواتوره - ترجمه حمیدرضا ارباب

نشر نی

ریاضیات

1

ریاضیات عمومی *

امید محمودیان

انتشارات نگاه دانش

2

ریاضیات عمومی و کاربردهای آن - جلد 1و2

محمدحسین پورکاظمی

نشر نی

3

ریاضیات

هادی رنجبران

نشر کتاب دانشگاهی

4

تست و خلاصه درس ریاضیات کارشناسی ارشد

مسعود نیکوکار

گسترش علوم پایه

5

ریاضیات و کاربرد آن در مدیریت

اکبر عالم تبریز - محمد فاریابی باسمنج

انتشارات صفار - اشراقی

6

ریاضیات و کاربرد آن در مدیریت (جلد 1 و2)

ایرج ابراهیمی- جمشید صدقیانی

هستان - هوای تازه

7

ریاضیات کاربردی

وحید ناصحی فر

انتشارات پوران پژوهش

آمار

1

آمار و کاربرد آن در مدیریت (2جلد) *

عادل آذر - مومنی

انتشارات سمت

2

آمار و احتمال *

هادی رنجبران

نشر کتاب دانشگاهی

3

آمار و احتمال

محسن طورانی

زیتون سبز

4

درس و کنکور آمار و کاربرد آن در مدیریت، اقتصاد، بازرگانی و حسابداری

مسعود نیکوکار

گسترش علوم پایه

5

آمار و کاربرد آن در مدیریت 1و2

صدقیانی - ابراهیمی

هستان - آرامش - هوای تازه





6

آمار کاربردی

وحید ناصحی فر و دیگران

نشر ترمه

مالیه عمومی

1

مالیه عمومی *

تقوی وابوطالب

انتشارات کتابخانه فروردین

2

مالیه عمومی و خط مشی دولتها *

غلامرضا عزیزی

انتشارات شهرآشوب

3

مالیه عمومی و تنظیم خط مشی مالی دولت

رنگریز - خورشیدی

شرکت چاپ و نشر بازرگانی

بودجه

1

جزوه بودجه *

دکتر مشایخی

دانشگاه شهیدبهشتی

2

بودجه و بودجه ریزی *

داود کیاکجوری

-

3

اصول و مبانی نظام نوین بودجه در ایران

مرتضی موسی خانی - مسعود منشی زاده

دانشگاه آزاد قزوین

4

بودجه ریزی دولتی در ایران

علیرضا فرزیب

موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی

5

جزوه بودجه

دکتر نیکوکار

حسابداری دولتی

1

اصول و کاربرد حسابداری دولتی در سازمانهای غیر انتفاعی *

اقوامی - باباجانی

انتشارات سمت

2

حسابداری و کنترلهای مالی دولتی *

جعفر باباجانی

دانشگاه علامه طباطبایی

3

حسابداری دولتی

پرویز سعیدی

انتشارات نگاه دانش

4

حسابداری دولتی

سیدمهدی محمدحسینی

انتشارات پوران پژوهش

کلیه دروس

1

مجموعه سوالات کنکور کارشناسی ارشد مدیریت – جلد اول (دروس عمومی) *

گروه مولفان

انتشارات نگاه دانش

2

مجموعه سوالات کنکور کارشناسی ارشد مدیریت – جلد دوم (دروس تخصصی) *

گروه مولفان

انتشارات نگاه دانش

متن کامل قانون  هدفمند کردن یارانه ها

ماده 1- دولت مكلف است با رعایت این قانون قیمت حاملهای انرژی را اصلاح كند:

الف- قیمت فروش داخلی بنزین، نفت گاز، نفت كوره، نفت سفید و گاز مایع و سایر مشتقات نفت، با لحاظ كیفیت حاملها و با احتساب هزینه‌های مترتب (شامل حمل‌ونقل، توزیع، مالیات و عوارض قانونی) به تدریج تا پایان برنامه پنجساله پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوریاسلامیایران كمتر از نود درصد (90%) قیمت تحویل روی كشتی (فوب) درخلیج فارس نباشد.

تبصره- قیمت فروش نفت خام و میعانات گازی به پالایشگاه‌های داخلی

نودوپنجدرصد (95%) قیمت تحویل روی كشتی (فوب) خلیج فارس تعیین می‌شود

و قیمت خرید فرآوردهها متناسب با قیمت مذكور تعیین میگردد.

ادامه نوشته

معرفی دو راهبرد توسعه اقتصادی

بسیاری از صاحب نظران اقتصادی دو راهبرد جایگزینی واردات و جهت گیری صادرات را به عنوان راه های رسیدن به توسعه اقتصادی مطرح می کنند.در راهبرد جایگزینی واردات که نقطه آغازین آن بخش صنعت است توسعه باید از طریق بسط صنایعی که به تدریج جایگزین واردات می شوند، صورت گیرد.

عملکرد روش مزبور به این ترتیب است که ضمن حمایت از صنایع داخلی ، از طریق وضع تعرفه های گمرکی و به تبع آن ممانعت از واردات کالاهای مشابه ، به تدریج تولیدات صنایع داخلی را جایگزین واردات نموده تا از این طریق ، موتور توسعه به حرکت در آید.

در راهبرد دوم ، به جای تقویت صنایع جایگزین واردات ، یک نوع جهت گیری صادراتی مبنی بر تغییر بازارهای جهانی و بازاریابی بین المللی مدنظر قرار می گیرد.

در روش جایگزینی واردات، با استفاده از تمام ابزارهای ممکن صنایع داخلی در مقابل ورود تولیدات صنایع خارجی تحت پوشش قرار می گیرد و در عین حال از ورود صنایع داخلی به بازار رقابت با صنایع خارجی جلوگیری می شود.

همچنین اگر حمایت های دولتی از هر شخصی عدول کند ، صنایع وابسته به این حمایت از پیشرفت و رشد کاذبی بر خوردار می شود که عاری از هرگونه خلاقیت و ابداع برای رشد فنی و تکنیکی در زیر ساخت های تحقیقاتی و صنعتی خواهد بود که همین حمایت های بی اندازه و                      نا متعارف ، به صنایع مذکور لطمه وارد خواهد کرد.

برعکس، در روش مبتنی بر توسعه صادرات، آنچه مستلزم حضور صنایع در بازار رقابت خارجی است، خلاقیت و ابتکار بوده و در یک کلام ، مسئله بودن و نبودن مطرح است . در این روش معیارها کاملاً مشخص است به همین دلیل کشوری همچون ژاپن ، با اختصاص رقمی معادل33میلیارد دلار بابت هزینه های تحقیقاتی، خود را برای رقابت در بازارهای نیویورک آماده می کند.

علاوه بر خلاقیت ، ابتکار ، پیشرفت تکنولوژیک و سازماندهی تولید، سیستم ارزی مناسب و اقدامات صحیح برای بازاریابی بین المللی نیز موارد بسیار مهم در اتجرای سیاست توسعه صادرات محسوب می شوند.

در صورت اتخاذ سیاست توسعه صادرات برای دستیابی به توسعه اقتصادی ، باید تمام ملزومات متناسب با آن از بسته بندی گرفته تا شاخص های فرهنگی نظیر جایگاه رنگ در فرهنگ های مختلف را در امر جلوگیری صادراتی لحاظ کرده ، چرا که به عنوان مثال موضوع به ظاهر پیش پا افتاده رنگ ، در حوزه بازاریابی بین المللی یک مقوله بسیار مهم و تعیین کننده محسوب می شود.

مسآله اساسی تر در این رابطه، سطح مشخصی از کیفیت کالای صادراتی است که باید با استانداردهای جهانی هماهنگ باشد