3ـ36ـ معيارهاى چندگانه:

اگر مديران تنها يك معيار را در كنترل مورد استفاده قرار دهند،(مثلاً فايده‏ى يك بخش را مد نظر قرار دهند) تلاش آنها معطوف به بهينه‏سازى در رابطه با همان استاندارد مى‏شود؛ و حال آنكه استفاده از معيارهاى چند گانه، در سنجش عملكرد، موجب كاهش چنين محدوديت نگرى مى‏گردد. از آنجا كه به ندرت مى‏توان عملكرد را تنها با يك شاخص تنها ارزيابى علمى‏نمود، به كار بردن معيارهاى چندگانه امكان ارزيابى صحيح‏ترى از عملكرد را فراهم مى‏سازد(همان، ص 247).

 

3ـ37ـ دقت:

اطلاعات در كنترل بايد از دقت برخوردار باشد.

 

3ـ38ـ جامعيت:

كنترل بايد جامعيت داشته باشد و تمامى عمليات در برنامه را مورد ارزيابى و بررسى قرار دهد.

 

4ـ تبيين رابطه مدل سه شاخگى و شاخص‏هاى نظارت اثر بخش:

در اين تحقيق با توجه به مدل سه شاخگى نظارت از يك طرف و شاخص‏هاى نظارت اثر بخش از طرف ديگر، تلاش گرديده كه نوعى ارتباط منطقى بين آنها برقرار شود؛ بدين ترتيب كه مجموعه شاخص‏هاى نظارت اثر بخش بر اساس ماهيتى كه دارند، به سه دسته رفتارى، ساختارى و زمينه‏اى تقسيم شده و در واقع هر يك از شاخه مدل را بر مبناى مفهوم نظارت تبيين مى‏نمايند:

 

4ـ1ـ تبيين رابطه شاخه رفتارى و شاخص‏هاى نظارت اثربخش:

شاخه رفتارى مدل نظارت اثربخش در سازمان به دو بعد "كنترل‏كنندگان" و "كنترل شوندگان" قابل بيان مى‏باشد. اين دو بعد در اساس نظريه "ديردن و بدفورد" اتخاذ شده‏اند (Dear den & Bedford, 9891 ,5ـ3) .

هر يك از دو بعد فوق هم به نوبه خود، قابليت اين را دارند كه در قالب مؤلفه‏هاى مختلفى متناسب با ماهيت وجوديشان ارائه شوند. اين مؤلفه‏ها در واقع به معنى متغيرهايى هستند كه مى‏توانند بعد مورد نظر را معرفى بنمايند.

 

 

 

مؤلفه‏هاى كنترل اثربخش

مؤلفه‏ها و عوامل كنترلى

تعريف اجمالى

الف مؤلفه‏هاى ماهيت كنترل

مؤلفه‏هايى كه مصرف ماهيت كنترل اثربخش مى‏باشند

1ـ سازمان‏گرايى

كنترل اثربخش به ماهيت سازمانى و جمعى افراد توجه مى‏شود

2ـ نظام‏گرايى

كنترل اثربخش از ديد جزءگرايانه پرهيز شده و از ديد نظام‏گرا بهره گرفته مى‏شود

3ـ آينده‏گرايى

كنترل اثربخش از ديد جزءگرايانه با پيش آگاهى و آينده‏نگرى، نظارت قبل از اجرا اعمال مى‏گردد

4ـ جامعيت

كنترل اثربخش تمامى عمليات برنامه تحت پوشش قرار مى‏گيرد

5ـ اعتدال

كنترل اثربخش از افراط و تفريط پرهيز و حالتى ميانه رعايت مى‏شود

6ـ عملى بودن

كنترل اثربخش بايد از قابليت اجرايى برخوردار باشد

7ـ حاكميت قانون

كنترل اثربخش بايد از حمايت قانونى برخوردار باشد

8ـ استمرار

كنترل اثربخش بايد دايمى و مستمر باشد، نه مقطعى

9ـ توجه به روند

كنترل اثربخش بايد هم به امور ثابت و هم به روند توجه شود

10ـ توجه به عوامل سياسى

كنترل اثربخش به سبغه سياسى سازمان‏ها و تصميمات آن‏ها توجه مى‏شود

11ـ دوره كنترل

كنترل اثربخش به دوره زمانى(كوتاه، ميان، بلندمدت) و تناسب آن با سازمان توجه مى‏شود

12ـ شفافيت

كنترل اثربخش بايد مشخص شود چه كسى مسئول نظارت و پاسخگو در برابر آن است

ب مؤلفه‏هاى عوامل مديريتى

مؤلفه‏هايى كه مصرف شاخص‏هاى عوامل مديريتى در كنترل اثربخش هستند

13ـ مسئوليت نظارت

كنترل اثربخش مدير بايد نسبت به نظارت، مسئول و پاسخگو باشد

14ـ عملكرد مديريت

كنترل تنها در چارچوب عملكرد اثربخش مديريت داراى كارآمدى است

15ـ حيطه نظارت

كنترل اثربخش حيطه نظارت بايد محدود و در حد توان ناظر باشد

16ـ سبك رهبرى

كنترل اثربخش سبك‏هاى رهبرى عمدتاً حمايتى و انگيزشى است

17ـ اصل استثنا

كنترل اثربخش توجه مدير به موارد استثنايى جلب و معطوف مى‏گردد

18ـ نقاط استراتژيك

كنترل اثربخش كنترل در عواملى متمركز است كه نسبت به عملكرد نقش حياتى دارند

19ـ تناسب برنامه‏ها

كنترل اثربخش بايد متناسب با برنامه‏ها بوده و توان انعكاس عملكرد آن‏ها را داشته باشد

20ـ تناسب فعاليت‏ها

كنترل اثربخش بايد متناسب با پست سازمانى، سطح مديريت و وضع مديران باشد

ج مؤلفه‏هاى كنترل‏كننده‏ها

مؤلفه‏هايى كه مصرف شاخص‏هاى كنترل‏كننده در كنترل اثربخش هستند

21ـ مهارت انسانى

كنترل اثربخش، كنترل‏كننده بايد از مهارت انسانى و ارتباطى بالايى برخوردار باشد

22ـ مهارت ادراكى

كنترل اثربخش كنترل‏كننده بايد از آگاهى، دقت، جامع‏نگرى و قدرت تجزيه و تحليل بالايى برخوردار باشد

23ـ مهارت تخصصى و فنى

كنترل اثربخش كنترل‏كننده بايد از اهليت و صلاحيت لازم برخوردار باشد

د مؤلفه‏هاى كنترل‏شوندگان

مؤلفه‏هايى كه مصرف شاخص‏هاى كنترل‏شونده در كنترل اثربخش هستند

24ـ مشاركت افراد

كنترل اثربخش از مشاركت و همكارى كنترل‏شوندگان استفاده مى‏شود

25ـ نظارت مشترى‏گرا

كنترل اثربخش بايد در برابر بازرسى‏شوندگان پاسخ‏گو باشد

26ـ تناسب با نيازها

كنترل اثربخش بايد با ويژگى‏ها و نياز بازرسى‏شوندگان منطبق باشد

27ـ اصل جهت

كنترل اثربخش جهت حاكم بر نظارت، رشد و توسعه بازرسى‏شوندگان است

28ـ خودكنترلى

نظام كنترل اثربخش بايد تقويت‏كننده جريان خودكنترلى باشد

29ـ نظارت همگانى

نظام كنترل اثربخش باشد نظارت همگانى و مبتنى بر امر به معروف و نهى از منكر را تقويت كند

30ـ نظارت فرهنگ‏مدار

نظام كنترل اثربخش بايد مبتنى بر فرهنگ سازمان و جامعه و سازگار با روحيه افراد باشد

ه ـ مؤلفه بازخور

31ـ نظارت پس‏نگر

كنترل اثربخش، نظارت پس‏نگر، مكمل نظارت پيش‏نگر و ؟؟؟ است

و مؤلفه‏هاى اهداف

مؤلفه‏هايى كه مصرف شاخص‏هاى هدف‏گذارى در كنترل اثربخش هستند

32ـ فلسفه وجودى

كنترل اثربخش بايد بر فلسفه وجودى كنترل در سازمان استوار باشد

33ـ وضوح اهداف

لازمه كنترل اثربخش، اهداف دقيق، روشن، عينى و قابل سنجش است

ز مؤلفه‏هاى شاخصى

مؤلفه‏هايى كه مصرف معيارهاى كنترل اثربخش هستند

34ـ واقع‏گرايى

كنترل اثربخش، معيارها بايد واقع‏بينانه بوده و با توجه به امكانات مشخص شوند

35ـ تناسب با اهداف

كنترل اثربخش معيارها بايد مستخرج از اهداف و راهبردها باشد

36ـ معيارهاى چندگانه

كنترل اثربخش به كارگيرى معيارهاى چندگانه امرى ضرورى است

37ـ چالشى بودن

كنترل اثربخش معيارها بايد در سطحى معقول و قابل قبول و در دسترس و انگيزه‏زا باشد

38ـ مقبوليت

كنترل اثربخش معيارها بايد از مقبوليت كنترل‏شوندگان برخوردار باشد

ح مؤلفه‏هاى استاندارد

مؤلفه‏هايى كه مصرف استانداردهاى اثربخش در كنترل مؤثر مى‏باشند

39ـ انعطاف‏پذيرى

كنترل اثربخش، استانداردها بايد امكان انطباق با تغييرات و بهره‏گيرى از فرصت‏ها را داشته باشد

40ـ عينيت‏گرايى

كنترل اثربخش استانداردها بايد دقيق، عينى و سنجش‏پذير باشد

41ـ جامع‏گرايى

كنترل اثربخش استانداردها بايد ابعاد كمى و كيفى را شامل شود

ط ـ مؤلفه‏هاى ساختار

مؤلفه‏هايى كه مصرف ساختار اثربخش در نظام كنترل مؤثر مى‏باشند

42ـ اندازه

نظام كنترل مؤثر، اندازه سازمان بايد كوچك و با نظارت جمعى و غيررسمى باشد

43ـ رسميت

نظام كنترل مؤثر، رسميت كم و مقررات كلى حاكم است

44ـ تمركز در سياست‏گذارى

نظام كنترل مؤثر، پراكندگى در تصميم‏گيرى وجود ندارد

45ـ عدم تمركز در اجرا

نظام كنترل از مزاياى سازمان‏هاى مجازى و غيرسلسله مراتبى بهره گرفته مى‏شود

46ـ پيچيدگى

نظام كنترل اثربخش از پيچيدگى كم و ساختار اجرايى ساده برخوردار است

47ـ حرفه‏اى بودن

نظام كنترل اثربخش از ساختار حرفه‏اى و تخصصى برخوردار است

48ـ هماهنگى واحدها

نظام كنترل اثربخش بين واحدهاى سازمان و واحدهاى نظارت همگانى وجود دارد

ى مؤلفه‏هاى اطلاعات

مؤلفه‏هاى مصرف اطلاعات جمع‏آورى شده در كنترل اثربخش

49ـ به هنگام بودن

كنترل اثربخش، اطلاعات بايد به موقع و به هنگام در اختيار تصميم‏گيران قرار بگيرد

50ـ فن‏آورى

كنترل اثربخش بايد استفاده لازم از فن‏آورى‏ها صورت بگيرد

51ـ كميت مؤثر

در كنترل اثربخش اطلاعات بايد كاملاً متناسب با نيازها باشد

52ـ كيفيت مؤثر

كنترل اثربخش اطلاعات بايد از دقت، صحت و اعتبار برخوردار بوده و مربوط باشد

53ـ قابل فهم بودن

كنترل اثربخش اطلاعات بايد ساده و قابل فهم براى كنترل‏شوندگان و تصميم‏گيران باشد

ك مؤلفه‏هاى مقايسه

مؤلفه‏هاى مصرف سنجش اثربخش در نظام كنترل مؤثر

54ـ مهارت انطباق

كنترل اثربخش بايد مبتنى بر مهارت انطباقى بالا باشد

55ـ نظارت مثبت‏نگر

كنترل اثربخش بايد به حالت‏هاى زير استاندارد، برابر و بالاتر از استاندارد هم توجه نمايد

ل مؤلفه‏هاى تبيين نتايج

مؤلفه‏هاى مصرف تبيين نتايج حاصل از مقايسه در كنترل اثربخش

56ـ تجديدنظر

كنترل اثربخش بايد هر چند وقت يك بار و بسته به شرايط مورد تجديدنظر واقع شود

م مؤلفه‏هاى تحليل نتايج

مؤلفه‏هاى مصرف نحوه تجزيه و تحليل نتايج در كنترل اثربخش

57ـ توجه به نقاط قوت و ضعف

كنترل اثربخش، به نقاط قوت و ضعف توجه مى‏شود

58ـ نقاط بحرانى

كنترل اثربخش نقاط بحرانى و حساس، مشخص بوده و حساسيت نسبت به آن بالا است

59ـ كارايى

كنترل اثربخش هزينه‏ها در برابر نتايج حاصله، توجيه اقتصادى دارد

ن مؤلفه‏هاى تحليل

مؤلفه‏هاى مصرف تحليل و ريشه‏يابى مشكلات در كنترل اثربخش

60ـ احساس مشكل

كنترل اثربخش بايد منتهى به احساس مشكل و برجسته شدن نارسايى‏ها شود

61ـ كشف‏كنندگى

كنترل اثربخش بايد از ظواهر گذشته و به ريشه‏يابى مسايل و كشف علل برسد

س مؤلفه‏هاى اقدام

مؤلفه‏هاى مصرف اقدام مؤثر در كنترل اثربخش

62ـ نظارت اصلاح‏گرا

هدف نهايى در كنترل اثربخش بايد اصلاح و بهبود باشد و نه تنبيه

 

1ـ1ـ4ـ مؤلفه‏هاى كنترل‏كنندگان:

اثر بخشى نظارت، منوط به اثربخشى عملكرد كنترل كنندگان است و اثربخشى عملكرد آنها مستلزم اثربخشى متغيرهايى‏چون دانش، توانايى جسمى و ذهنى، نگرش به نظارت، مهارتها نظارتى، مهارتهاى مديريتى، مقوبليت و انگيزش كنترل كنندگان مى‏باشد.

 

الف ـ دانش و شاخص‏هاى آن:

منظور از دانش، علم و دانسته‏هاى نظرى و كاربردى كنترل كننده نسبت به موضوع كنترل مى‏باشد. در هر سازمان زير بناى‏تغيير در رفتار گروهى منوط به تغيير در رفتار فردى و تغيير در رفتار فردى منوط به تغيير در نگرش و تغيير در نگرش منطو به تغيير دانش مى‏باشد (Heresy & Blanchard, 8891 ,4) .

 

 

CHـ06.pcx

 

نمودار 6: زمان لازم و اشكال موجود در بوجود آوردن تغييرات مختلف

 

پاورقى ـ منبع: Heresy & Blanchard, 8891 ,4

 

دانش كنترل كنندگان را مى‏توان با شاخص‏هايى چون "ميزان آگاهى از هميت و ضرورت كنترل"، "ميزان آگاهى از شاخصهاى‏كنترل"، "ميزان تجربه و سابقه كار نظارتى"، "ميزان تخصص و تحصيلات مناسب نظارت" و "دوره‏هاى تخصصى و آموزشى" عوامل كنترل‏كننده مورد سنجش قرار دارد.

 

ب ـ توانايى:

توانايى يعنى توان فرد در انجام كارهايى كه در يك پست سازمانى بايد انجام شود. توانايى‏هاى فرد شامل دو مهارت ذهنى و جسمى است:

ـ توانايى ذهنى: توانايى ذهنى يا هوشى عبارت است از آنچه كه فرد براى كارهاى فكرى به آنها نياز دارد (Dunnette, 6791 384ـ874)

ـ توانايى‏هاى جسمى: در كارهايى كه به مهارت و تخصص چندان زيادى نياز ندارند،(يعنى امورى كه در سطوح پائين سازمان و به صورت استاندارد انجام مى‏شوند(، توانايى‏هاى جسمى و بدنى مى‏توانند نقش حياتى ايفا كنند. در مواردى كه نوع كار به گونه‏اى است كه تنها آن عده از افراد كه مهارت دست، قدرت كار و استعدادهاى مشابهى دارند، از عهده انجام دادن آن بر مى‏آيند؛ مديريت سازمان بايد افرادى را به آن مشاغل بگمارد كه از توانايى‏هاى بالاى فيزيكى و جسمى برخوردار باشند در توانايى جسمى، علاوه بر سلامت، بحث نيرومندى، انعطاف پذيرى، هماهنگى و استقامت بدنى، از جمله‏ى‏شاخص‏ها مى باشند(رابينز، 1380، ص 132).

بر اساس نظر دونت توانايى ذهنى را مى‏توان با شاخص‏هاى استعداد عددى، درك كلامى، سرعت ادراكى، استدلال‏هاى‏قياسى، استدلال استقرايى، تصور فضايى و حافظه، مورد سنجش قرار داد (Dunnette, 6791 ,384ـ874).

در جدول زير شرح مختصرى از اين شاخص‏ها آمده است:

 

 

شاخص

شرح

نمونه‏ى شغل

استعداد عددى

توانايى در حل مسائل رياضى و داشتن سرعت در اين نوع عمليات

حسابدار و مميز مالى

درك كلامى

توانايى در درك مطالبى كه فرد مى‏خواند يا مى‏شنود و درك رابطه‏ى واژگان با يكديگر

مدير شركت، كنترل سياست‏هاى شركت

سرعت ادراكى

توانايى در تشخيص سريع و دقيق وجوه مشابه و متفاوت چيزهايى كه مى‏بينيد

بازرس

استدلال قياسى

توانايى در تشخيص يك رابطه‏ى منطقى در يك مسأله و سپس حل آن

محقق بازار پيش‏بينى تقاضاى كالا

استدلال استقرايى

توانايى در استدلال و ادامه دليل

سرپرست انتخاب يكى از دو پيشنهاد كاركنان

تصور فضايى

توان فرد در به تصور در آوردن يك شى در فضا با تغيير فاصله‏ى آن

متخصص تزئين داخلى ساختمان

حافظه

توانايى در حفظ كردن و به يادآوردن تجربه‏هاى گذشته

به ياد آوردن نام مشتريان توسط فروشنده

 

جدول شماره 1: شاخص‏هاى توانايى ذهنى

 

منبع: Dunnette, 6791 ,384ـ874

 

 

 

ج ـ نگرش به نظرات و شاخص‏هاى آن:

نگرش در گذشته عبارت بود از: حالات پايدار رفتار فرد با ديگران به گونه‏اى خاص كه حاصل تجربه‏هاى او بود. ممكن است شخص به هر دليل ديدگاه مثبت يا منفى نسبت به شخص يا يك شى‏ء داشته باشد. در ديدگاه سنتى، نگرش از سه جزء "عاطفه، شناخت و قصد" تشكيل شده است. به نظر "جرالد سالانيك" و "جفرى ففر" نگرش‏ها حاصل واقعيت‏هاى ساخته و پرداخته جامعه هستند(مورهد و گريفين، 1379، ص 76ـ74).

نظارتِ كنترل‏كننده، زمانى اثربخش است كه نگرش او به نظارت با واقعيت تطابق داشته باشد و اين هنگامى ممكن است كه نقاط قوت و ضعف در كنار هم ديده شوند و همواره با نگاهى مثبت، كار كنترل صورت پذيرد. بنابراين نگرش به نظارت را مى‏توان با شاخص "مثبت‏نگرى كنترل‏كننده"، يعنى توجه به نقاط قوت و ضعف، مورد سنجش قرار داد(الوانى، 1380، ص 20).

 

د ـ مهارتهاى نظارتى و شاخص‏هاى آن:

كنترل‏كنندگان زمانى مى‏توانند نقشى مؤثر در اثربخشى نظارت داشته باشند كه از مهارت‏هاى نظارتى برخوردار باشند. مهمترين شاخص‏هايى كه مى‏توانند مهارت‏هاى نظارت را مورد سنجش قرار دهند، بر اساس فرآيند بازرسى، عبارتند از:

مهارت جمع‏آورى اطلاعات، مهارت سنجش و انطباق، مهارت تجزيه و تحليل اطلاعات، و مهارت اخذ تصميم(طبرسا، 1380، ص 201).

 

هـ ـ مقبوليت و شاخص‏ها آن:

كنترل‏كننده زمانى مى‏توانند نقش اساسى در اثربخشى نظارت ايفا نمايد كه از طرف كنترل‏شوندگان داراى مقبوليت باشد. و اين امر هنگامى است كه كنترل‏كننده بر اساس شايسته‏سالارى انتخاب و از مشروعيت برخوردار باشد.

 

و ـ انگيزش و شاخص‏هاى آن:

انگيزش تمايل به انجام كار است و در گرو توانايى فرد مى‏باشد تا بدان وسيله نوعى نياز تأمين گردد(رابينز، 1378، ص 72). نظريه‏هاى انگيزشى با توجه به تأكيد آنها بر جنبه‏هاى مختلف رفتار انسان طبقه‏بندى شده‏اند. نظريه‏هاى محتوايى(29) به نيازهاى انسان توجه دارند و نظريه‏هاى تقويتى اصول يادگيرى را در مجموعه كارى مورد استفاده قرار مى‏دهد(سينجر، 1378، ص 689ـ688).

بر مبناى تئورى انگيزش فوق، كاربرد آن را مى‏توان در چارچوبى كه بوسيله مازلو، ارائه شده، ملاحظه نمود كه اساس تئورى Xبر اين فرض قرار مى گيرد كه نيازهاى رده‏ى پائين حاكم بر فرد هستند و مفروضات تئورى Yبر اين مبنا قرار مى‏گيرند كه نيازهاى رده‏ى بالاتر حاكم بر فرد هستند(رابينز، 1378، ص 76ـ75).

بر اين اساس براى انگيزش كنترل‏كنندگان مى‏توان دو شاخص: "انگيزه‏هاى مادى" و "انگيزه‏هاى معنوى" را مطرح نمود.

 

ز ـ نگرش به سازمان و شاخص‏هاى آن:

نگرش ارزيابى يا برآوردى است كه (بصورت مطلوب يا نامطلوب) درباره‏ى شى‏ء فرد، يا رويدادى صورت مى‏گيرد. نگرش بازتابى از شيوه‏ى احساس فرد نسبت به يك چيز يا موضوع است. در رشته "بهبود سازمان" بر تعداد محدودى از نگرش‏ها درباره‏ى شغل توجه مى‏شود كه عبارتند از: "رضايت شغلى"، وابستگى شغلى و تعهد سازمانى (مورهد و گريفين: 1379، ص 77).

رضايت شغلى يعنى نگرش كلى فرد درباره‏ى كارش، كه توسط شاخص‏هاى رضايت يا عدم رضايت از كار قابل سنجش است.

وابستگى شغلى، عبارت است از كار را معرف خود دانستن و به عبارت ديگر درجه يا ميزانى كه شخص كار يا شغل خود را مى‏شناسد و به صورتى فعال در آن مشاركت مى‏كند، كه مى‏توان آن را با شاخص "اهميت دادن به حرفه" سنجيد.

تعهد سازمانى: بيانگر وفادارى فرد نسبت به سازمان است و اينكه فرد سازمان را تا چه حد معرف خود مى‏داند و به اصطلاح به وجود چنين سازمانى به خود مى‏بالد و مى‏توان آن را توسط شاخص‏هاى "اهداف سازمان را اهداف خود دانستن" و "تمايل به ماندن در سازمان" مورد سنجش قرار داد.

 

ح ـ مهارتهاى مديريتى و شاخص‏هاى آن:

رابرت كتز (30)(1974) مهارتهاى لازم براى مديران را به سه گروه فنى، انسانى و نظرى يا تئوريك تقسيم كرده است. مهارت فنى(31)، عبارتست از توانايى مدير در كاربرد دانش تخصصى يا تخصص‏هاى ويژه. همه‏ى كارها به نوعى تخصص نياز دارد و بسيارى از مردم مهارتهاى فنى خود را به هنگام انجام وظيفه كسب مى‏كنند.

مهارت انسانى(32)، يعنى توانايى، كار كردن، درك نمودن و ايجاد انگيزش در فرد يا گروه. از آنجا كه مديران كارها را از طريق يك كانال و به وسيله‏ى ديگران انجام مى‏دهند، بايد از نظر ارتباط، ايجاد انگيزه، و تفويض اختيار، از مهارت انسانى بالايى‏برخوردار باشند.

مهارت ادراكى(33) يا نظرى، يعنى توانايى تجزيه و تحليل و شناسايى مسايل و مشكلات پيچيده از نظر فكرى و اخذ بهترين تصميم (Katz, 4791 ,201).

مهارت فنى را مى‏توان با شاخص‏هايى چون توانايى كنترل‏كنندگان در انجام كار به نحو مطلوب، تخصص و تجزيه در موضوع كار مورد سنجش قرار داد.

مهارت انسانى را مى‏توان با شاخص‏هايى چون توانايى كنترل‏كنندگان در "ارتباط كلامى"، "ارتباط غيركلامى"، "بازخورد"، "انگيزش" و "تفويض اختيار" مورد سنجش قرار داد.

مهارت ادراكى كنترل‏كنندگان را مى‏توان با شاخص‏هايى چون توانايى آنها در "درك اهداف و سياستها"، "تفكر استراتژيك"، ايجاد چشم‏انداز الهام‏بخش و توسعه‏ى آن(تفكر كل‏گرايانه(، "درك فرصتها و تهديدات"، "حل مسأله(آسيب‏شناسى("، و "شناسايى قوت و ضعف خود (خويشتن‏شناسى)" مورد سنجش قرار داد (مورهد و گريفين، 1379، ص 5) Gandz,1990,75;Bowen&Lowler,1995,75;Block, 1987,99;55).

 

4ـ1ـ2ـ مؤلفه‏هاى كنترل‏شوندگان:

بعد ديگر شاخه رفتارى كنترل و نظارت، "كنترل‏شوندگان" هستند كه اثربخشى نظارت در سازمان مستلزم اثربخشى عملكرد آنها و اين امر منوط به اثربخشى متغيرهايى چون "مشاركت در نظارت"، "نظارت مشترى‏گرا"، "تناسب با نيازها"، "خودكنترلى"، "نظارت همگانى" و "عوامل شخصيتى" مى‏باشد.

 

الف ـ رضايت مشترى:

با ظهور مديريت دولتى جديد، با بهره‏گيرى از ويژگيهاى مديريت بخش خصوصى، رضايت مشترى و پاسخگو بودن نسبت به ارباب رجوع، مشكل جديدى از روابط ميان مردم و سازمان را پديد آورده است. مديريت سازمان‏ها امروزه با شاخص "رضايت مشتريان و ارباب رجوع" قابل ارزيابى است و كنترل‏شوندگان در سازمان از اين حيث بايد مورد نظارت واقع شوند. واحدهاى نظارتى در سازمان با توجه به اين شاخص، مى‏توانند موجب ارتقاء سطح كمى و كيفى خدمت‏رسانى و توليد سازمانها گردند(الوانى، 1380، ص 25).

 

ب ـ مشاركت در نظارت:

اگر از مشاركت و همكارى كنترل‏شوندگان در امر كنترل و نظارت استفاده شود، در اثربخشى‏نظارت نقش بسزايى خواهد داشت.

 

ج ـ تناسب با نيازها:

كنترل اثربخش بايد با ويژگيها و نياز بازرسى‏شوندگان منطبق باشد.

 

د ـ عوامل شخصيتى:

منظور از عوامل شخصيتى عبارتند از امورى كه شخصيت فرد را شكل مى‏دهند. شخصيت(34) عبارتست از مجموعه‏اى از صفات و ويژگى‏هاى شخص كه مى‏تواند براى مقايسه‏ى اشخاص با يكديگر مورد استفاده قرار گيرد. عامل‏هاى‏شكل‏دهنده‏ى شخصيت عبارتند از: تعيين‏كننده‏ها(35)، مراحل رشد و صفات تعيين‏كننده، مهمترين تعيين‏كننده‏ها عبارتند از: عامل‏هاى زيستى، عامل‏هاى اجتماعى، و عامل‏هاى فرهنگى. وراثت نيز ممكن است در شكل‏گيرى و رشد شخصيت انسان اثر داشته باشد.

بيشترين كاربرد تئورى شخصيت در محيطهاى كارى از طريق شناسايى و مطالعه‏ى صفاتى بوده كه با محيط كار ارتباط مستقيم داشته‏اند. سه صفت مهم كه به طور وسيع مورد مطالعه قرار گرفته‏اند عبارتند از: مكان كنترل(36)، اقتدارخواهى(37) و الگوپذيرى يا تطبيق با ديگران(38).

مكان كنترل عبارتست از باور فرد نسبت به اينكه رفتار او تا چه اندازه، اثر مستقيم بر پى‏آمدهاى همان رفتار دارد. عده‏اى از افراد فكر مى‏كنند كه مى‏توانند آنچه در اطرافشان مى‏گذرد، را كنترل كنند. اينگونه اشخاص داراى كنترل درونى هستند و به همين دليل به آنها "درونى"(39) گفته مى‏شود. انسان‏هايى كه داراى مكان كنترل خارجى هستند، فكر مى‏كنند آنچه براى آنها اتفاق مى‏افتد، نتيجه‏ى سرنوشت آنهاست. به اينگونه اشخاص "بيرونى"(40) گفته مى‏شود.

مفاهيم مكان كنترل داراى كاربرد مديريتى مهمى هستند: درونى‏ها خواهان داشتن حق انتخاب در چگونگى انجام وظايفشان هستند؛ و معتقدند آنچه اتفاق مى‏افتد، بستگى به چگونگى كنترل محيط كار بوسيله‏ى آنها دارد؛ در حالى كه بيرونى‏ها ممكن است علاقه‏ى چندانى براى مشاركت در تصميم‏گيرى نداشته باشند.

اقتدارخواهى عبارت است از باور فرد به اينكه بايد تا چه اندازه‏اى تفاوتهاى قدرت و مقام در يك سيستم اجتماعى، مانند سازمان، وجود داشته باشد. تحقيقات نشان مى‏دهند، اشخاصى كه داراى ميزان اقتدارخواهى بالايى هستند، با احتمال بيشترى از دستورهاى كسانى كه داراى اختيارات بيشترى هستند، اطاعت مى‏كنند.

تطبيق با ديگران و يا الگوپذيرى عبارت از درجه‏ى تبعيت شخص از رفتار ديگران است. شخصى كه از الگوپذيرى بالايى برخوردار است تمايل دارد رفتارش شبيه رفتار ديگران و تقليدى از حركات آنان باشد. شخصى كه الگوپذيرى پائينى‏دارد، چندان توجهى به رفتار ديگران ندارد و وظايف خودش را بدون توجه به روش كار ديگران انجام مى‏دهد.

علاوه بر سه صفت فوق، صفات ديگرى نيز بر رفتار اثر مى‏گذارند؛ احترام به خويشتن(41)(يعنى درجه‏ى باور فرد نسبت به اينكه تا چه اندازه براى سازمان ارزشمند و مفيد است(، علاقه فرد به گرفتن تصميم‏هاى خطرآفرين، انگيزه‏ى فرد جهت تحقق اهداف شخصى خود، تمايل فرد به كناره‏گيرى، خوش‏برخوردى، عدم تعصب و بى‏صبرى(مورهد، گريفين، 1379، ص 73ـ66). شاخص‏هايى چون ميزان تلاش در وظيفه‏شناسى، پاسخگويى، پشتكار، خطرپذيرى و تعهد كارى مى‏توانند شاخص‏هاى سنجش عوامل شخصيتى باشند.

 

4ـ2ـ تبيين رابطه شاخه ساختارى و شاخص‏هاى نظارت:

شاخه ساختارى مدل نظارت اثربخش سازمان، به دو بعد فرآيند و ماهيت قابل تقسيم مى‏باشد. فرآيند در واقع اشاره به مراحل كنترل و نظارت دارد و منظور از ماهيت عبارت است از امورى كه تعيين‏كننده ذات ساختارى نظارت مى‏باشند.

هر يك از دو بعد فوق هم به نوبه خود و بر اساس ماهيت وجودى خود، قابليت اين را دارند كه در قالب مؤلفه‏هاى مختلى‏ارائه شوند. اين مؤلفه‏ها در واقع به معنى متغيرهايى هستند كه مى‏توانند بعد موردنظر را معرفى نمايند.

اثربخشى نظارت از زاويه ساختار، منوط به اثربخش فرآيند نظارت در سازمان است و اين امر مستلزم اثربخشى متغيرهايى‏چون "استانداردهاى نظارتى"، "خطمشى‏ها و سياستها"، "ماهيت اطلاعات" و "نتايج كنترل" مى‏باشد.

 

الف ـ استانداردهاى نظارتى:

اثربخشى استانداردهاى نظارتى را مى‏توان از طريق شاخصهاى "ارتباط با موضوع و روايى"، "قابليت سنجش"، "درجه‏ى وضوح و شفافيت"، "جامعيت(كمّى و كيفى("، و "درجه‏ى انعطاف‏پذيرى" آنها، مورد سنجش قرار داد.

 

ب ـ شاخص‏هاى مؤلفه خط مشى‏ها و سياستها:

اثربخشى خطمشى‏ها و سياست‏هاى حاكم بر نظارت را مى‏توان از طريق شاخص‏هاى "ميزان تمركز در خطمشى‏گذارى"، "ميزان تدوين خطمشى‏ها"، "ميزان سازگارى سياست‏ها در بخش‏هاى مختلف نظارتى"، و "ميزان انسجام‏يافتگى خطمشى‏هاى نظارتى"، مورد سنجش قرار داد.

 

ج ـ ماهيت اطلاعات:

ماهيت اطلاعات كه مبناى مقايسه وضع وجود با استانداردها و ارزيابى مى‏گردد، نقش بسيار بسزايى در كيفيت نظارت دارد. اثربخشى اطلاعات در اين زمينه را مى‏توان با شاخص‏هايى چون ميزان: "دقت و صحت اطلاعات"، "اعتبار منابع اطلاعاتى"، "فن‏آورى اطلاعات" و "سرعت گردش اطلاعات" مورد سنجش قرار داد.

 

د ـ نتايج كنترل:

اينكه كنترل در نهايت چه نتايجى را در پى داشته باشد و چه آثارى بر آن مترتب باشد، از جمله مهمترين متغيرهاى مؤثر بر اثربخشى نظارت است كه مى‏توان براى سنجش آن شاخص‏هايى چون: "برخورد ريشه‏اى با مسايل و كشف علل"، "بازخورد"، "اقدام اصلاحى"، "تشويق مديران"، و "توجيه اقتصادى هزينه‏هاى كنترل(كارايى(" را مطرح‏نمود.

 

 

4ـ2ـ2ـ مؤلفه‏هاى ماهيت:

ماهيت ساختار نظارتى دربردارنده‏ى عوامل و مؤلفه‏هايى است كه تشكيل‏دهنده‏ى ذات ساختار كنترل مى‏باشند. متغيرهايى‏چون اركان ساختار، شيوه‏هاى نظارتى، قوانين و مقررات، هماهنگى و انسجام واحدهاى نظارتى، حيطه‏ى نظارت، تركيب نيروى انسانى و ويژگى‏هاى ساختارى، مى‏تواند تبيين‏كننده‏ى اين بعد از ساختار باشند.

 

الف ـ اركان ساختار:

براى بررسى تأثير ساختار بر نظارت، از الگوى "ساختار ايستا و پويا" استفاده مى‏شود كه بستگى به اركان ساختار دارد. سه ركن ساختارى كه حائز اهميت هستند عبارتند از: پيچيدگى، رسميت، و تمركز(رابينز، 1378، ص 297ـ292):

يكى از اركان ساختار سازمانى تمركز است. در برخى از سازمان‏ها مديران ارشد همه‏ى تصميمات را مى‏گيرند و مديران رده‏ى پائين‏تر تنها دستورالعمل‏هاى مقامات ارشد را اجرا مى‏كنند. نقطه‏ى مقابل آن، سازمان‏هايى هستند كه در آن تصميم‏گيرى‏ها به مديرانى واگذار مى‏شود كه به طور مستقيم، درگير امور اجرايى هستند. حالت اول را متمركز و حالت دوم را غيرمتمركز مى‏نامند(همان ص 857 860). براى سنجش تمركز در ساختار حاكم بر سازمانها، مى‏توان از شاخص‏هايى چون "ميزان آزادى عمل مديران در تعيين بودجه"، "ميزان آزادى مديران در ارزيابى عوامل"، "ميزان آزادى مديران در پاداش به عوامل"، "ميزان آزادى مديران در انتخاب عوامل"، "ميزان اختيارات مديران در تهيه‏ى تداركات"، "نقش مديران در اخذ تصميمات" و "تعداد مراكز تصميم‏گيرى"، استفاده نمود.

رسمى بودن فعاليت‏هاى يك سازمان، دومين ركن ساختار است و به ميزان يا درجه‏اى كه كارها استاندارد شده است، گفته مى‏شود. براى سنجش رسميت در ساختار حاكم بر سازمان، مى‏توان از شاخص‏هايى چون: "ميزان شرح دقيق وظايف" و "ميزان مكتوب بودن شرح وظايف" استفاده نمود.

پيچيدگى ساختار سازمانى سه شكل دارد: تفكيك افقى، تفكيك عمودى و پراكندگى جغرافيايى. در تفكيك افقى سازمان‏ها، هر قدر تعداد مشاغل يا وظايف متفاوت و متنوعى در يك سازمان وجود داشته باشد، كه مستلزم دانش و مهارت خاصى‏مى گردد، سازمان از نظر افقى پيچيدگى بيشترى خواهد داشت.

تفكيك عمودى يا سلسله مراتبى، همان عمق يا ارتفاع نمودار سازمانى است. هر قدر بين بالاترين و پائين‏ترين مقامات سازمان فاصله بيشترى باشد، سازمان پيچيده‏تر خواهد بود.

پراكندگى جغرافيايى، فاصله‏اى است كه از نظر جغرافيايى بين واحدها، تشكيلات و اعضاء يا كاركنان يك سازمان وجود دارد. هر قدر پراكندگى جغرافيايى يك سازمان بيشتر باشد، پيچيدگى آن بيشتر خواهد شد و ايجاد ارتباط، هماهنگى و اعمال كنترل مشكل‏تر مى‏شود.

بر اين اساس مى‏توان پيچيدگى ساختار حاكم بر سازمان را با شاخص‏هاى "تعداد عناوين شغلى"، "سطوح عمودى بين سازمان و مديران" و "تعداد نواحى جغرافيايى مرتبط"، مورد سنجش قرار داد.

 

ب ـ شيوه‏هاى نظارتى:

يكى از مهمترين مؤلفه‏هايى كه در اثربخشى حاكم بر ساختار نظارت ايفاى نقش مى‏كند، نوع شيوه‏هاى نظارتى جارى در آن است كه بسته به وضعيت ساختار مى‏تواند در مسير تقويت "خودكنترلى"، "كنترل بيرونى"، "كنترل همگانى" و يا تلفيقى از آنها باشد.

خودكنترلى، شيوه‏اى از نظارت است كه در آن سعى مى‏شود، افراد حتى‏الامكان، از درون برانگيخته شده و بدون نياز به نظارت بيرونى، خود اقدام به كنترل خويش بنمايند. وجود چنين شيوه‏ى نظارتى را مى‏توان با شاخص‏هايى چون "نظارت ضمنى و غيررسمى"، "دستورالعمل‏هاى كلى"، "دميدن روح اعتماد در افراد" و "درونى كردن رفتار"، مورد سنجش قرار داد(الوانى، 1380، ص 20).

كنترل بيرونى، شيوه‏اى از نظارت است كه در آن سعى مى‏شود، افراد را تحت نظارتى خارجى قرار دهد؛ به گونه‏اى كه با احساس اينكه در هر لحظه تحت نظر هستند، عملكردى مناسب داشته باشند. وجود چنين شيوه‏ى نظارتى را مى‏توان با شاخص‏هايى چون: "نظارت دقيق، شديد و رسمى"، "شيوه‏هاى يكسويه و تحميلى" و "عدم اعتماد"، مورد سنجش قرار داد.

كنترل همگانى، شيوه‏اى از نظارت است كه در آن، سعى مى‏شود، حتى‏الامكان افراد را در فرآيند نظارت وارد كرده و آنها را به نوعى ناظر همديگر قرار داد. وجود چنين شيوه‏ى نظارتى را مى‏توان با شاخص‏هايى چون "نظارت همه‏جانبه"، "اعتماد متقابل"، "مشاركت در نظارت"، و "امر به معروف و نهى از منكر" مورد سنجش قرار داد.

 

ج ـ قوانين و مقررات:

نظارت، بدون وجود قوانين و مقرراتى كه جهت‏گيرى‏هاى نظارت را تبيين نمايد، امرى محال است؛ بشرط آنكه قوانين و مقررات خود از شفافيت و انسجام برخوردار بوده، و زمينه‏ى بروز اختلاف و برداشت‏هاى گوناگون نگردند.

اثربخشى قوانين و مقررات را مى‏توان با شاخص‏هايى چون: "وجود ابهام يا تناقض در قوانين و مقررات" و "وجود تفاسير مختلف از قوانين و مقررات" مورد سنجش قرار داد.

 

د ـ هماهنگى و انسجام:

از آنجا كه نظارت بر عملكرد سازمان، توسط بخش‏هاى مختلف صورت مى‏گيرد، اثربخشى آن مستلزم، عملكرد هماهنگ و منسجم اين بخش‏ها، مى‏باشد.

انسجام و هماهنگى در اين بخش‏ها را مى‏توان با شاخص‏هايى چون: "ميزان همكارى بخش‏هاى مختلف"، "ميزان استفاده از نتايج گزارش‏ها، در ديگر بخش‏ها"، "ميزان همپوشى گزارش‏هاى نظارتى در واحدهاى مختلف"، "تداخل وظايف و دوباره‏كارى‏ها در بخش‏هاى نظارتى"، "ارتباط منطقى بين برنامه‏ريزان و مجريان" و "هماهنگى بين نظارت‏شوندگان و مديران ستادى" مورد سنجش قرار داد.

 

هـ ـ تركيب نيروى انسانى:

از آنجا كه سازمان از يك طرف داراى عوامل و نيروى انسانى خاصى بوده و بواسطه‏ى آنهاست كه مدير به اداره‏ى امور گوناگون تحت نظر خود مى‏پردازد؛ اينكه تركيب نيروهاى انسانى چگونه باشد، نقش بسزايى در اثربخشى نظارت، ايفا مى‏نمايد.

اثربخشى نيروى انسانى را مى‏توان بر اساس شاخص‏هايى چون: "ميزان تجانس افراد از نظر سنى، جنسى و كيفى"، "ميزان ثبات نيروها و عوامل"، "ميزان ثبات نيروهاى نظارتى" و "تعداد عوامل نظارتى و تناسب آن با حجم سازمان"، مورد سنجش قرار داد.

 

و ـ ويژگى‏هاى ساختارى:

ويژگى‏هاى ساختارى كه حاكم بر نظارت است، خود ارتباطى منطقى بر اثربخشى نظارت دارند. بعضى از مهمترين شاخص‏هايى كه در سنجش اثربخشى ويژگى‏هاى ساختارى مى‏توانند به كار گرفته شوند، عبارتند از: "ميزان تحولات مستمر ساختارى"، "تناسب ساختار با نوع كار، برنامه و فعاليت‏ها" و "تناسب اختيار و مسئوليت".

 

4ـ3 ـ تبيين رابطه شاخه زمينه‏اى و شاخص‏هاى نظارت:

شاخه زمينه‏اى مدل نظارت اثربخش سازمان، به دو بعد محيط داخلى و محيط بيرونى قابل بيان مى‏باشد. منظور از محيط درونى، توجه به عوامل جهت‏ده درون سازمانى است كه مجموعه عناصر درون سازمانى را متأثر مى‏سازند و منظور از محيط بيرونى عوامل محيطى حاكم بر سازمان مى‏باشد.

هر يك از دو بعد فوق هم به نوبه خود و بر اساس ماهيت وجودى خود، قابليت اين را دارند كه در قالب مؤلفه‏ها در واقع به معنى متغيرهايى هستند كه مى‏توانند بُعد موردنظر را معرفى بنمايند.

اثربخشى نظام نظارت، منوط به اثربخشى مؤلفه‏هاى محيط داخلى و درونى همچون "جو سازمانى" و "فرهنگ سازمانى" مى‏باشد.

 

الف ـ جو سازمانى:

در مورد جو سازمانى تحقيقات مختلفى صورت گرفته كه مهمترين آنها توسط دانشمندانى چون آرجريس (1958)، تاگورى و ليتوين (1968)، استينگر (1968)، جيمز و جونز (1974)، پاينه و پو (1976)، جويس و اسلكم (1979)، اشنايدر و ريشرز (1983)، اكوال (1987)، رسو (1988)، مورن و لكووين (1992) انجام شده است.

تاگورى و ليتوين (1968)، جو سازمانى را چنين تعريف مى‏كنند: جو سازمانى كيفيت فراگير در محيط داخلى سازمان است كه توسط اعضاء تجربه مى‏شود، بر رفتار آنها تأثير مى‏گذارد و مى‏تواند موجب صفات ويژه سازمان گردد.

تعريف ديگر توسط مورن و لكووين (1992) ارائه شده كه از نظر آنها جو سازمانى ويژگى به نسبت بادوامى از سازمان است كه موجب تمايز آن سازمان از ساير سازمان‏ها مى‏شود و شامل ويژگيهايى چون امور زير است كه از طريق تعامل بين اعضاى‏سازمان به وجود مى آيند:

ـ ادراك جمعى متجلى شده در عواملى چون استقلال، اعتماد و وابستگى

ـ ايجاد حمايت، هويت، نوآورى در اعضاء

ـ تعيين موقعيت سازمان نسبت به ساير سازمان‏ها

ـ چگونگى رشد هنجارها، طرز فكرها و ارزشهاى سازمان

يكى از مدل‏هاى علمى معتبر براى اندازه‏گيرى جو سازمانى، مدل شش وجهى ويزبورد (1976) مى‏باشد كه در آن يك روش سيستماتيك براى تجزيه و تحليل ارتباط بين متغيرهاى جو سازمانى وجود دارد. اين مدل ارزيابى از فعاليتهاى رسمى و غيررسمى در مورد عقايد، ساختار، ارتباطات، پاداش‏ها، رهبرى و روش‏هاى كمكى، را در شش بخش داخلى تهيه مى‏كند. دايره‏ى خارجى نيز به منظور جداسازى عوامل درونى و ارتباط آنها با عوامل محيط بيرونى است(جمشيديان، خوش اخلاق، قياسيان، 1376، ص 52ـ51).

بر اين اساس شاخص‏هاى جو سازمانى كه مى‏توانند در اثربخشى نظارت سازمان مؤثر باشند، عبارتند از: "وضوح اهداف"، "ساختار مناسب"، "پاداشهاى مناسب"، "ارتباطات"، "روشهاى كمكى به ناظران" و "نوع رهبرى".

 

ب ـ فرهنگ سازمانى:

فرهنگ خصوصيت يك واحد اجتماعى با ثبات است. به اعتقاد ادگارشاين، فرهنگ الگويى از مفروضات اساسى منظور نظر، مكشوف و توسعه يافته، توسط گروهى معين به عنوان آموخته‏هايشان، براى مقابله با مسايل خارجى به علاوه‏ى حفظ انسجام داخلى‏شان مى‏باشد. شاين فرهنگ را داراى سه لايه مى‏داند: نمادهاى ظاهرى و قابل رؤيت(مانند هنر و تكنولوژى(، ارزش‏ها و مفروضات اساسى(مانند باورها). براى اثربخشى نظارت در سازمان، بايد نوعى هماهنگى بين شيوه‏هاى نظارتى‏و "نمادهاى ظاهرى"، "ارزش‏ها" و "باورها" وجود داشته باشد(شاين، 1985، ص 8).

 

4ـ3ـ2ـ مؤلفه‏هاى محيط خارجى:

اثربخشى نظارت در هر سازمان علاوه بر محيط داخلى، متأثر از محيط خارجى هم هست و در اين مسير، نقش اصلى را مراجع بيرونى و يا مراجع قانونى نظارت ايفا مى‏كنند. اين مراجع در واقع عبارتند از همان مراجعى كه بنابر وظيفه خاص خود و مبتنى بر قانون اساسى در قالب مراجع وابسته به قوه‏ى مقننه، قوه‏ى قضائيه و قوه‏ى مجريه، نظارت و كنترل خود را بر سازمان‏هاى مختلف اعمال مى‏كنند(رخشنده‏رو، 1378، ص 150).

هرچه اين مراجع بتوانند كار خود را بهتر انجام دهند، نظارت سازمانى اثربخش‏تر خواهد بود. بر اساس قانون اساسى‏جمهورى اسلامى، مراجع مختلفى بر عملكرد سازمان‏ها و ادارات اعمال نظارت دارند. در ايران حدود 9 سازمان يا تشكيلات وجود دارد كه هر يك به نحوى و در مقطع خاصى و با منظور مشخصى به امر نظارت و كنترل مى‏پردازند كه هر كدام به نوبه خود از اهميت ويژه‏اى برخوردارند.

مهمترين سازمان‏هاى نظارتى در ايران عبارتند از: ديوان محاسبات كشور، مجلس شوراى اسلامى، وزارت امور اقتصادى و دارايى، سازمان مديريت و برنامه‏ريزى، سازمان امور ادارى و استخدامى، سازمان حسابرسى، سازمان بازرسى كل كشور، شوراى عالى اقتصاد و ديوان عدالت ادارى، نمودار زير اين سازمان و نوع نظارتشان را نشان مى‏دهد:

 

نمودار 8: سازمانهاى نظارتى در ايران

 

منبع: (سازمان بازرسى كل كشور، 1380، ص 50)

 

5ـ تبيين مدل بررسى نظارت اثربخش در سازمان:

با توجه به مدل سه شاخگى، براى بررسى نظارت اثربخش در سازمان بايد متغيرهاى مستقل و وابسته را تعريف نمود. با تعيين اين دو دسته متغير، مى‏توان بر اساس شاخص‏هاى متناسب به سنجش آنها اقدام نمود و سپس همبستگى بين متغيرهاى‏مستقل و متغير وابسته را مورد تحليل قرار داد.

 

5ـ1 ـ متغير وابسته:

بر اساس مفروضات فوق، متغير وابسته عبارت است از "نظارت اثربخش در سازمان" كه براى سنجش آن مى‏توان از متغيرها و شاخص‏هايى مانند: "رعايت استانداردها"، "رعايت قوانين و مقررات"، "تحقق اهداف سازمانى"، "تحقق اهداف فردى(رضايت افراد)"، "رضايت مشترى يا ارباب رجوع" و "نسبت هزينه‏هاى نظارتى به نتايج(كارايى(" استفاده نمود.

 

5ـ2 ـ متغيرهاى مستقل:

بر اساس مدل سه شاخگى و تبيين رابطه هر شاخه با شاخص‏هاى اثربخشى نظارت، متغيرهاى مستقل عبارتند از:

 

5ـ2ـ1 ـ متغيرهاى مستقل رفتارى:

الف ـ دانش ناظران

ب ـ توانايى جسمى و ذهنى ناظران

ج ـ نگرش ناظران به نظارت

د ـ مهارتهاى نظارتى ناظران

هـ مقبوليت ناظران نزد كنترل‏شوندگان

و ـ انگيزش ناظران

ز ـ نگرش ناظران به سازمان

ح ـ مهارتهاى مديريتى ناظران

ط ـ رضايت مشترى از كنترل‏شوندگان

ى ـ مشاركت كنترل‏شوندگان در نظارت

ك ـ تناسب نظارت با نياز كنترل‏شوندگان

ل ـ عوامل شخصيتى كنترل‏شوندگان

 

5ـ2ـ2 ـ متغيرهاى مستقل ساختارى:

الف ـ استانداردهاى نظارتى 

ب ـ خط مشى‏ها و سياست‏ها

ج ـ ماهيت اطلاعات

د ـ نتايج كنترل

هـ اركان ساختار

و ـ شيوه‏هاى نظارتى

ز ـ قوانين و مقررات نظارتى

ح ـ هماهنگى و انسجام واحدهاى نظارتى

ط ـ تركيب نيروى انسانى در واحدهاى نظارتى

ى ـ ويژگيهاى ساختارى

 

 

5ـ2ـ3 ـ متغيرهاى مستقل رفتارى:

الف ـ جو سازمانى ب ـ فرهنگ سازمانىـ ج مراجع نظارتى

نمودار شماره‏ى (9) اين متغيرها را نشان مى‏دهد.

 

5ـ3 ـ ارتباط متغيرهاى مستقل و وابسته:

با تعيين متغيرهاى مستقل و وابسته مى‏توان فرضيه‏هاى تحقيق را به صورت كلى "وجود رابطه معنى‏دار بين هر يك از متغيرهاى مستقل و متغير وابسته" تعريف نمود. و بعد با تعيين جامعه و نمونه آمارى از يك طرف و تعريف عملياتى و كاربردى متغيرها از طرف ديگر، اطلاعات موردنياز را از طريق به كارگيرى تكنيك‏هاى متناسب، گردآورى نمود و سپس با استفاده از نتايج حاصله و با فرض برقرارى همبستگى بين متغيرهاى مستقل و متغير وابسته، اثربخشى نظارت در سازمان را مورد تجزيه و تحليل قرار داد. در ذيل ارتباط متغيرهاى مستقل و وابسته كه در واقع بيانگر مدل بررسى نظارت اثربخش در سازمان مى‏باشد، ترسيم شده است:

 

ـ خط مشى‏ها و سياستها     اركان ساختار

ـ استانداردهاى نظارتى        ويژگى‏هاى ساختار

ـ ماهيت اطلاعات   شيوه‏هاى نظارتى

ـ نتايج كنترل         قوانين و مقررات

ـ هماهنگى و انسجام

ـ حيطه‏ى نظارت

ـ تركيب نيروى انسانى

CHـ09.pcx

 

نمودار شماره‏ى (9): متغيرهاى مستقل

 

 

CHـ10.pcx

 

نمودار 10: ارتباط متغيرهاى مستقل و وابسته

 

 

CHـ2ـ20.pcx

 

نمودار 2ـ20

 

...................( Anotates ).................

1) Measurement

2) Criteria of Performance

3) Establishment of Standards

4) Desired Results

5) Corrrctive Actions

6) Managerial Action

7) Correct Actual Performance

8) Rewise

9) Do Nothing

01) Structure

11) Content

21) context

31) Output

41) Suboptimtization

51) Data

61) Information

71) Electronic Data Processing )EDP)

81) Prnciple of Control Responsibility

91) Cost/ Benefit

02) Preventive Contro

12) Principle of reflection of Plans

22) Principle of Organizational Suitability

32) Principle of Individuality of Controls

42) Principle of Standards

52) Princliple of Flexibility of Controls

62) Principle of Action

72) Timeliness

82) Underestandability

92) Content Theories

03) Katz.R

13) Technical Skill

23) Human Skill.

33) Conceptual Skill.

43) Personality

53) Determinant

63) Focuse Of Control.

73) Authorianism ـPersonality

83) SelfـMonitoring.

93) Internals

04) Externals

14) SelfـEsteem

 

پژوهشگر: على‏نقى اميرى، عضو هيأت علمى دانشگاه تهران

برگرفته از مجموعه مقالات سومين همايش نظارت كارآمد ـ تيرماه 83